چگونه دختری خوب و همسری ایده آل برای آینده تربیت کنیم ؟

[ad_1]

چگونه دختری خوب و همسری ایده آل برای آینده تربیت کنیم ؟
چگونه دختری خوب و همسری ایده آل برای آینده تربیت کنیم ؟

 

آرزوی عروس شدن دخترها، از آن آرزوهایی است که هر پدر و مادری حتی از همان روزهای اول به‌دنیا آمدن ریحانه‌های بهشتی خانه در دل می‌پروراند.

 

هر پدر و مادری دوست دارد نازدانه‌اش را در لباس زیبای عروسی ببیند و تا مرزهای خوشبختی بدرقه کند. واقعیت اما این است که به جز آرزوی خوشبختی و رؤیاهای زیبا داشتن برای دختران، کارهای دیگری هم هست که شما به‌عنوان پدر و مادر باید انجام دهید تا به دختر دلبندتان برای تبدیل شدن به عروس خوشبخت خانه و یک همسر خوب و ایده‌آل کمک کنید؛

 

رابطه پدر- دختری؛ زیربنای همه‌چیز

به جرأت می‌توان گفت رابطه پدران و دختران در خانواده و از آغاز تولد تا بلوغ و نوجوانی یکی از مهم‌ترین مواردی است که زندگی عاطفی و هیجانی آینده فرزند شما را می‌سازد.

 

تحقیقات روانشناسی نشان داده رابطه نزدیک، صمیمی و عاطفی میان پدر و دختر، علاوه بر اینکه دختران را از لحاظ عاطفی و احساسی تأمین می‌کند و باعث واکسینه شدن در برابر بسیاری از آسیب‌های دوران نوجوانی و جوانی مانند رابطه نامناسب با جنس مخالف و فریب خوردن‌های احساسی و عاطفی می‌شود، زیربنای عاطفی آنها را هم نسبت به عموم مردان و به‌خصوص نسبت به همسر آینده شکل می‌دهد.

 

پدران همچنین به‌عنوان الگویی از مرد ایده‌آل، ذهنیت دختران را نسبت به مرد ایده‌آل و همسر مناسب تشکیل می‌دهند. اینکه با دخترتان صمیمی باشید، صحبت‌های دو نفره و خصوصی داشته باشید، گردش‌ها و پیاده‌روی‌های پدر- دختری بروید و حتی گاهی او را نوازش کنید و از زیبایی هایش تعریف کنید، همه از مواردی است که باعث می‌شود دختری را تربیت کنید که علاوه بر احساس تأمین عاطفی کافی از طرف پدر، آمادگی ابراز و دریافت محبت نسبت به مرد آینده زندگی‌اش را داشته باشد.

 

الگوی عاطفی پدر و مادر

موضوع دیگری که اهمیت بسزایی در تشکیل الگوی عاطفی فرزندان و به‌خصوص دختران خانواده دارد موضوع رابطه عاطفی و ابراز محبت میان پدر و مادر در خانه است. اینکه قدیمی‌ها در رابطه با ارزیابی دختران ضرب‌المثلی داشتند که می‌گفت: «مادر را ببین و دختر را بگیر» کاملا از روی حساب و کتاب بوده است.

 

فرزندان در خانواده به‌صورت غیرمستقیم همه‌چیز را از پدر و مادر یاد می‌گیرند و با وجود همه تفاوت‌های نسلی و پیشرفت‌ها، عملا انسانی بسیار شبیه به پدر و مادرشان می‌شوند. حالا در چنین فضایی اینکه شما چگونه به همسرتان ابراز علاقه می‌کنید، چطور صحبت می‌کنید، چطور ابراز محبت و عشق می‌کنید و در یک کلام رابطه عاطفی‌تان با همسرتان به چه شکلی است، به‌صورت مستقیم در ساختن الگوی ذهنی دخترتان از آینده زندگی و روابط زناشویی تأثیر خواهد گذاشت.

 

دقت کنید به هیچ‌وجه قرار نیست رابطه‌های جسمی و جنسی به فرزندان بازتاب داده شود اما فرزندان باید نمونه‌های ابراز علاقه شما و همسرتان را در خانواده ببینند تا یاد بگیرند. احترام به شخصیت و صحبت همسر، بوسیدن‌های معمول هنگام ورود و خروج از خانه یا پس از مدتی دورماندن پدر و مادر از یکدیگر، ابراز علاقه‌های کلامی، هدیه گرفتن‌های همسرانه، توجه و مراقبت هنگام بیماری و دیگر نمودهای ابراز علاقه میان شما و همسرتان، آینده عاطفی دخترکتان را در رابطه با همسرش شکل می‌دهد.

 

 

تربیت خانه‌دارانی کوچک

هرچند در سال‌های اخیر با الگوگیری از فرهنگ نامناسب غربی، ایفای وظیفه مدیریت خانه و خانه‌داری تاحدی کمرنگ شده اما به جرأت می‌توان گفت یکی از مواردی که در موفقیت زندگی آینده دخترتان به‌عنوان همسر نقش دارد آموزش خانه‌داری و ایفای نقش او به‌عنوان مدیر امور داخلی خانه است.

 

شما باید از همان سال‌های اواخر کودکی و حتی زودتر با اهمیت‌دادن به بازی‌هایی مثل خاله‌بازی نقش خانه‌داری را در فرزندتان تقویت کنید. با شروع شدن دوره بلوغ و نوجوانی نیز با تقسیم وظایف در خانه و سپردن برخی مسئولیت‌ها به او، دخترتان را برای آینده آماده کنید.

 

هرچند آموزش نکات خانه‌داری و پخت‌وپز و نظافت و فوت و فن‌های آشپزی و… توسط شما وظیفه‌ای مهم است و اهمیت بالایی دارد اما مهم‌تر از آن این است که شما مسئولیت‌پذیری و احساس مسئولیت در رابطه با امورخانه را به فرزندتان یاد بدهید.

 

بهترین راه برای انتقال این مفاهیم هم این است که به‌صورت عملی و با دیدن رفتار و گفتار شما، مسئول مدیریت امور داخل خانه، مراقبت از بچه‌ها، پخت‌وپز، نظافت و زیبایی منزل را خانم خانه بداند و در هر شرایطی این مسئولیت را برعهده خود بداند. این البته منافاتی با ایفای نقش‌های اجتماعی او ندارد اما باید یاد بگیرد که خانه‌داری و مدیریت امور خانه برای او به‌عنوان خانم خانه بر دیگر نقش‌ها اولویت دارد.

 

 

مادرانی مومن برای نسل آینده

نقش مادر در خانواده به‌عنوان کسی که معمولا ساعات بیشتری را با فرزندان سپری می‌کند و رابطه عاطفی و نزدیکی با بچه‌ها دارد در انتقال مفاهیم دینی و تربیت نسلی مومن و معتقد، منحصر به‌فرد است. شما با توجه به مفاهیم اعتقادی و دینی در تربیت دخترتان علاوه بر اینکه زندگی اعتقادی آینده او را می‌سازید در واقع زندگی اعتقادی نسل بعدی فرزندان این مرز وبوم را هم تضمین می‌کنید.

 

توجه به حجاب و تبیین مبانی آن، بزرگداشت مناسبت‌های مذهبی از قبیل اعیاد و عزاداری‌ها، شرکت در برنامه‌های مذهبی و مکان‌های مذهبی و زیارتی، دقت در روابط دختران با جنس مخالف و رعایت احکام شرعی، کارهایی است که شما برای تربیت مادری مومن برای نسل آینده می‌توانید انجام دهید.

 

زن‌سالاری، مردسالاری یا کودک سالاری

سال‌های خیلی دور در این کشور مردها همه‌کاره زندگی‌ها بودند و اغلب همه تصمیم‌ها را خودشان به‌تنهایی می‌گرفتند و حتی گاهی به دیگر اعضای خانواده ظلم می‌کردند. در سال‌های اخیر اما به جبران آن دوره افراط گذشته، دوره‌ای تفریطی به‌وجود آمد و خانم‌ها سعی کردند همه‌کاره زندگی شوند و تصمیم‌ها به خواست آنها در خانواده صورت بگیرد.

 

این جدیدترها هم که ظاهرا فرزندان همه‌چیز را در اختیار گرفته‌اند و با روش‌های مخصوص به‌خود پدر و مادرها را کنترل می‌کنند. برای تشکیل یک خانواده سالم اما مهم است که شما به فرزندتان الگوی خانواده سالم و موفق را آموزش بدهید.

 

الگوی موفق خانواده سالم، خانواده‌ای است که اعضای آن با یکدیگر صحبت می‌کنند و نظراتشان را می‌گویند و در آخر معمولا پدر خانواده با توجه به‌نظرات افراد خانواده و براساس صلاح کل خانواده تصمیم نهایی را می‌گیرد. همانند همه نکات تربیتی دیگر این مورد را هم شما با رفتار و عملتان نسبت به همسر و خانواده می‌توانید به فرزندتان یاد بدهید.

 

 

همسرانی نیم‌من تربیت کنید

بزرگی می‌گفت اگر آدم‌ها یاد بگیرند که در زندگی به جای «من» بودن، «نیم‌من» باشند و در روابط خانوادگی به‌جای اینکه دو تا «من» در مقابل هم قرار بگیرند دو «نیم‌من» باشند که در کنار هم قرار می‌گیرند، همه‌چیز در زندگی به خوبی پیش می‌رود و هر مشکلی در کنار یکدیگر حل می‌شود.

 

متأسفانه اما در دنیای این روزهای زندگی‌های مدرن، اکثرا افراد یادشان می‌رود که باید سهم و حقی هم برای طرف مقابلشان قائل باشند و همین باعث بسیاری درگیری‌ها می‌شود.

 

اینکه با رفتار و عملتان نسبت به همسرتان و هنگام اختلافات یا مواقع سخت و حساس، به دخترکتان یاد بدهید که در زندگی سهم طرف مقابل را هم رعایت کند و مراعات او را بکند و اهل لجبازی و یکدندگی نباشد، کاری سخت اما ممکن است و اثرات زیبایی در زندگی خودتان هم خواهد گذاشت. امتحان کنید. 

 

نویسنده: محمدعلی شاطری  (همشهری دو)

 

تماشا کنید »» دخترم بی حجاب است , چیکار کنم ؟؟ 

دانلود  (۴مگابایت)

 

[ad_2]

لینک منبع

چگونه در مدارس آمریکا رفتار و عقاید بچه‌ها جهت می‌گیرد

[ad_1]

 

چگونه در مدارس آمریکا رفتار و عقاید بچه‌ها جهت می‌گیرد

 

من و همسرم در خانواده‌های مذهبی بزرگ شدیم و قبل از مهاجرت به آمریکا مقید به رعایت دستورات دینی بودیم، درست مثل همین الان. طبیعتاً پسر کوچکم رو هم در جو مذهبی بزرگ کرده بودیم.

 

یادمه زمانی که برای دانشگاه های آمریکا اپلای می‌کردم یکی از اقوام مون که سابقا آمریکا تحصیل کرده بود بهم گفت من برای خودتون خوشحالم و نگران نیستم چون شخصیت تون ایران شکل گرفته، ولی خیلی مراقب بچه‌تون باشین، چون اونجا یک دنیای دیگه‌اس برای اون و ممکنه خیلی از اونجا تاثیر بگیره.

 

این حرف این آشنامون همیشه در ذهنم بود، برای همین سعی کردم در آمریکا خیلی مراقب باشم. مثلا تلویزیون نخریدم چون اکثر برنامه‌های تلویزیونی رو نامناسب می‌دونستم، سعی کردم فقط با خانواده‌های مذهبی و بخصوص محجبه ارتباط خانوادگی بگیرم، استفاده از اینترنت پسرم رو کنترل کنم و حتی در دیدن کارتون هم نظارت داشته باشم.

 

با همه مراقبت‌هایی که می‌کردم، در چندین مورد متوجه شدم که جو مدرسه تاثیر خودش رو می‌گذاره. بعد از اینکه پسرم کلاس اول رو در مدرسه آمریکایی تمام کرد، تصمیم گرفتیم که برای دیدار خانواده به ایران برگردیم. در فرودگاه دیدم پسرم با علاقه خاصی با پرچم آمریکا برخورد می‌کنه و این خیلی برای من عجیب بود.

 

در آمریکا متوجه می‌شوید که پرچم از اهمیت خاصی در نزد مردم برخورداره. اینجا بود که دلیلش رو فهمیدم. از کلاس اول طوری در مدرسه برای پرچم آمریکا اهمیت قائل میشن که حتی در ذهن بچه‌های غیر آمریکایی هم بسیار مهم به چشم میاد.

 

 ایران که رسیدیم توفیقی دست داد، به پابوس امام رضا علیه السلام رفتیم. مردم بعد از نماز تکبیر گفتند، ولی پسر ۷ ساله من از شعار مرگ بر آمریکا در تکبیر خیلی اظهار ناراحتی کرد! اونجا بود که فهمیدم چرا در کشوری که همه چیز پولی هست، مدارس رایگان هست برای همه حتی خارجیها! سعی کردم با استدلال برای پسرم توضیح بدم که ایرانی‌ها چه زجرهایی از دولت آمریکا کشیدند که بتونه این شعار رو هضم کنه. مثلا به کشته شدن مردم قبل از انقلاب و در طول جنگ تحمیلی و حمایت آمریکا از شاه و صدام اشاره کردم.

 

خب همین مسافرت به ایران باعث شد که متوجه بشم که بچه‌ها در مدارس طوری تربیت میشن که بطور ناخودآگاه همون طوری پرورش پیدا می‌کنند که این سیستم می‌خواد. البته بد نیست اشاره کنم که متاسفانه خروجی سیستم آموزشی ایران طوریه که خیلی از ایرانی های مقیم آمریکا بخش قابل توجهی از سنت و فرهنگ شون رو فراموش میکنند و ایرانی بودنش در قرمه سبزی خوردن و ایرانی رقصیدن خلاصه شده. بگذریم …

 

اما در یک روز چیزی رو از پسرم دیدم که خیلی من رو به فکر فرو برد. مدتی بود که پسرم مدام اسباب‌بازی هاش رو در اتاق پخش می‌کرد. یک روز تصمیم گرفتیم بهش بگیم که بعد از اتمام بازی،  ۱۰ دقیقه فرصت داری که اسباب‌بازی هات رو جمع کنی، وگرنه هر چی رو زمین ببینیم می‌ریزیم بیرون.

 

پسرم اول فکر کرد باهاش شوخی می‌کنیم و حرف‌مون رو جدی نگرفت. ده دقیقش که تموم شد به باباش گفتم اسباب‌بازی هاش رو ببره و گرنه هیچ وقت حرف گوش نمی‌ده. باباش هم اسباب‌بازی ها رو برد بیرون و گذاشت داخل ماشین که ببینه عکس العمل پسرمون چیه.

 

پسرم که دید موضوع جدی شده زد زیر گریه و خیلی ناراحتی کرد و حرفی زد که تا چند روز نمی‌تونستم از فکرش بیام بیرون. اون گفت شما مسلمونها همتون تروریست هستید. همین کارها رو می‌کنید که همه!! میگن مسلمونها تروریستن.

 

من که واقعا از حرفش شوکه شده بودم سعی کردم جلوی خودمو بگیرم و بعد از اینکه پدرش اسباب‌بازی‌هاش رو از ماشین آورد، پسرم رو آروم کردم و بعد موشکافی کردم که چرا همچین حرفی زده. نهایتا متوجه شدم در سالگرد یازده سپتامبر، در مدرسه‌شون راجع به اینکه مسلمونهای تروریست باعث مرگ انسانهای زیادی شدن، کلی تو سرشون چرت و پرت کردن.

 

بله بعد از مدتی فهمیدم که این مدرسه چه به سر پسرم آورده. در حالی که خودش مسلمان هست، در مغزش فرو کردند که مسلمانها تروریست هستند! اون هم بخاطر ۱۱ سپتامبر که توسط افرادی انجام شده که همین الان هم از طرف دولت آمریکا حمایت میشن. همین چند روز پیش بود که ترامپ با رهبران سعودی رقص شمشیر کرد.

 

اینها رو که دیدم متوجه شدم که سیستم آموزشی آمریکا تاثیرش رو می‌گذاره، هر چند که شما متوجه نباشید که چه اهداف و مقاصدی پشت این سیستم آموزشی هست. راجع به سند ۲۰۳۰ هم می‌تونم بگم که شاید مسئولین کشور به ظاهر این سند رو مطالعه کردند و بهش اشکالی وارد ندونند ولی واقعیت اینه که اون کسانی که این سند رو تهیه کردند، میدونند که چه خروجی قراره در بیاد از این سند.

 

در ادامه این یادداشت به موضوع عادی‌سازی روابط پسر و دختر در مدارس آمریکا می‌پردازم.

 

 حدود دو سالی بود در آمریکا بودیم. یک روز پسرم که اون موقع ۷-۸ سالش بود در مورد اینکه دخترهای کلاس موهاشونو رو می‌بافند صحبت کرد. از اون موقع بود که کم‌کم متوجه شدم محیط مختلط کلاس، باعث آشنا شدن پسرم با جوهای دخترانه میشه.

 

پسرم هر از چند وقتی در مورد چیزهایی که در مدرسه اتفاق افتاده بود، صحبت می‌کرد. مثلا وقتی کلاس چهارم بود، یک روز که در مورد معلم‌شون صحبت میکرد می‌گفت که معلم شون دوست پسر داره! چند روز بعد هم اومد خونه و می‌گفت بچه‌های کلاس‌شون در این مورد بحث می‌کردند که آیا خانم معلم با دوست پسرش ازدواج می‌کنه یا نه!

 

بله وقتی بچه در مدرسه می‌بینه که معلم شون دوست پسر داره، یاد میگیره که دوست شدن با جنس مخالف هنجار تلقی میشه. اتفاقا همین اتفاق هم افتاد. پسرم یک روز اومد خونه و گفت که یکی از پسرهای هم کلاسی‌اش از ماریا خوشش میاد ولی ماریا سال بعد برمی‌گرده به کشورش پرو! این پسر ۸-۹ ساله که در این سن کم عاشق شده بود، با ناراحتی به پسر من گفته بود من ۹۵ درصد ماریا رو دوست دارم ولی اون داره برمی‌گرده به کشورش!

 

اتفاق بدتر این بود که پسرم فهمیده بود یکی دیگه از پسرهای کلاس هم ماریا رو دوست داشته و وقتی فهمیده که ماریا داره برمی‌گرده کشورش گریه‌اش گرفته!

 

احتمالا حدس میزنید که وقتی بچه‌های در این سن عاشق میشن و گریه میکنن، وقتی به سنین جوانی برسند، مرتکب چه رفتارهای جنسی میشن.

 

برخی اوقات در این جور موارد با دوستان و همکلاسی‌های آمریکایی‌ام صحبت میکردم. برخی‌شون خیلی صریح می‌گفتند که با افراد زیادی دوست شده بودند ولی دوستی‌هاشون مدت زیادی طول نکشیده بود. همسرم هم تعریف میکرد که یکی از هم کلاسی هاش گفته بود که دوست دخترهای خیلی زیادی داشته.

همسرم ازش پرسیده بود آیا بعد از تجربه این همه دوست از جنس مخالف، از این کارش راضی هست یا نه. اون آقای آمریکایی هم جواب داده بود که نه، چون ارتباط جنسی با افراد زیاد باعث بیماری‌های مختلف میشه!!

 

خوشبختانه اینکه ما مذهبی هستیم و در روابط با دیگران برای خودمون خط قرمز داریم، باعث شده بود که پسرم متوجه باشه که رفتار دوستانش در مدرسه، برای ما ناهنجار تلقی میشه. با این حال، من و همسرم به این نتیجه رسیدیم که لزومی نداره که پسرمون رو به مدرسه‌ای بفرستیم که همچین جوی داره.

در این شرایط، اگر مثل ما مدرسه اسلامی اطراف تون نباشه، بهترین کار برای مدرسه بچه‌ها homeschooling یعنی آموزش درسی بچه‌ها در منزل هست. ما هم میخوایم همین کار رو بکنیم. البته نه اینکه فکر کنید فقط مسلمانها از این کارها می‌کنند، خیر، برخی از آمریکایی‌ها هم بچه‌ها شون رو به مدرسه نمی‌فرستند و در منزل بهشون آموزش میدن.

 

منبع: یادداشت مهمان در کانال تلگرامیK1 in USA

 

[ad_2]

لینک منبع