آتش به اختیار چیست؟ بررسی فرمان امام خامنه ای در دیدار دانشجویی

[ad_1]

آتش به اختیار
آتش به اختیار

 

 

این فرمان رهبر انقلاب با واکنش‌های گسترده و متفاوتی روبه‌رو شده است. از این رو پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار امام خامنه ای  در یادداشت زیر به واکاوی این سخن رهبر انقلاب، بر اساس اندیشه و اصول حضرت امام خمینی (رحمه‌الله) و بیانات رهبر انقلاب در این باره پرداخته است.

 

فکر و عملِ توأمان افسران جنگ نرم

وقتی دربارهٔ وضعیت «آتش به اختیار» سخن می‌گوییم، باید بدانیم که این فرمان ناظر به چه کسی صادر شده است؟ مخاطبِ صریحِ این کلام کیست؟

 

بر اساس اندیشهٔ حضرت امام خمینی رحمه‌الله و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، وقتی از مأموریت‌های نظام اسلامی سخن می‌گوییم به تعبیر مشترک کلیدی و مهمی می‌رسیم با عنوان «فتح‌الفتوح انقلاب اسلامی»: «امام بزرگوار ما در یک حادثهٔ مهم جنگی در قضیهٔ یک عملیات که پیروزی‌ای به دست رزمندگان آمده بود، یک پیامی دادند؛ در آن پیام این نکته وجود داشت که فتح‌الفتوح انقلاب اسلامی، تربیت این جوانهاست.» ۱۳۹۱/۷/۱۲ [۱]

 

امروز این جوانان تربیت‌شده، این «جوان‌های دانشجو و افسران جوان جنگ نرم»، در شرایطی که «جمهوری اسلامی و نظام اسلامی با یک جنگ عظیمی -جنگ نرم- مواجه است» باید به میدان بیایند: «گفتیم افسران جوان جنگ نرم؛ نگفتیم سربازان، چون سرباز فقط منتظر است که به او بگویند پیش، برود جلو؛ عقب بیا، بیاید عقب. یعنی سرباز هیچ‌گونه از خودش تصمیم‌گیری و اراده ندارد و باید هر چه فرمانده میگوید، عمل کند.

 

نگفتیم هم فرماندهانِ طراح قرارگاه‌ها و یگانهای بزرگ، چون آنها طراحیهای کلان را میکنند. افسر جوان در صحنه است؛ هم به دستور عمل میکند، هم صحنه را درست میبینید؛ با جسم خود و جان خود صحنه را می‌آزماید. لذا اینها افسران جوانند؛ دانشجو نقشش این است. حقیقتاً افسران جوان، فکر هم دارند، عمل هم دارند، تو صحنه هم حضور دارند، اوضاع را هم میبینند، در چهارچوب هم کار میکنند.» ۱۳۸۸/۶/۸ [۲]

 

دشمن به سراغ سنگرهای معنوی می‌آید

در بحث فرمان «آتش به اختیار به جوانان و افسران جنگ نرم» نکتهٔ دوم این است که باید توجه کنیم این فرمان در چه فضای کلّی و شرایطی مطرح شده است؟ به تعبیر رهبر انقلاب: «جنگی که وجود دارد، از جنگ نظامی اگر خطرش بیشتر نباشد، کمتر نیست… در جنگ روانی و آنچه که امروز به او جنگ نرم گفته میشود در دنیا، دشمن به سراغ سنگرهای معنوی می‌آید که آن‌ها را منهدم کند؛ به سراغ ایمان‌ها، معرفت‌ها، عزم‌ها، پایه‌ها و ارکان اساسی یک نظام و یک کشور؛ دشمن به سراغ این‌ها می‌آید که این‌ها را منهدم بکند و نقاط قوّت را در تبلیغات خود به نقاط ضعف تبدیل کند؛ فرصت‌های یک نظام را به تهدید تبدیل کند.» ۱۳۸۸/۷/۲ [۳]

 

جنگی که ابزارهای خاص خودش را دارد: «جنگ به‌وسیلهٔ ابزارهای فرهنگی، به‌وسیلهٔ نفوذ، به‌وسیلهٔ دروغ، به‌وسیلهٔ شایعه‌پراکنی؛ با ابزارهای پیشرفته‌ای که امروز وجود دارد، ابزارهای ارتباطی‌ای که ده سال قبل و پانزده سال قبل و سی سال قبل نبود، امروز گسترش پیدا کرده.» ۱۳۸۸/۹/۴ [۴]

 

فضای عملیات و عرصهٔ مورد نظر در فرمان آتش به اختیار ، عرصهٔ جنگ نرم و عقیدتی و فکری است.

 

 

معنای « آتش به اختیار »

« آتش به اختیار »، اصالتاً تعبیری نظامی است و البته می‌دانیم که استفاده از تعابیر نظامی در زبان طبیعی، گاه بسیار پرکاربرد است (مثل واژهٔ راهبرد، جبهه و…). وقتی این تعبیر در فضای فرهنگی و عمومی جامعه طرح می‌شود، معنایی استعاری می‌یابد و نشانگرِ وضعیتی است که در نظام هماهنگی و کنشِ فرهنگی جامعه (از لایهٔ مسئولین تا فعالان فرهنگی در سطح جامعه) اختلال به وجود آمده است.

 

اگر بخواهیم بر اساس همان فضای معنایی مبدأ در این استعاره -که فضایی نظامی است- سخنی دقیق‌تر بگوییم، در ادبیات نظامی، فرایند تدبیر و هماهنگی و فرماندهی در سه سطح راهبردی (استراتژیک)، عملیاتی و تاکتیکی طرح می‌شود و اختلال در قرارگاه عملیاتی، زمینه‌ای برای اعلام شرایط آتش به اختیار برای نیروهای تاکتیکی خواهد بود.

 

نکتهٔ مهم این است که در این شرایط (یعنی آتش به اختیار )، ارتباط میان سطح راهبردی و تاکتیکی قطع نیست؛ یعنی نیروهای انقلابی و افسران جوان جنگ نرم می‌دانند که دشمن کیست، مسیر مقابله با آن چگونه است، اصلی‌ترین روش‌های دشمنی چیست، مهم‌ترین ابزارها و محمل‌های دشمن کدامند، برای انسجام درونی چه باید کرد، مهم‌ترین معارف، باورها و توصیه‌ها (منظومهٔ فکری اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌وآله و مکتب امام خمینی رحمه‌الله) که نیروها باید می‌دانسته‌اند، به آن‌ها گفته شده است و به‌طور خلاصه، نیروهای انقلابی در شرایط حرکت در دالان تاریک نیستند و با وجود غبارهای فتنه، می‌دانند که جهت عَلَم‌های مقتدایشان در کدام سمت‌وسو است.

 

مهم‌ترین اولویتِ اقدام در فرمان آتش به اختیار 

وقتی افسر جوان جنگ بخواهد در عرصه‌های مختلف به‌صورت «آتش به اختیار» عمل کند، برای انتخاب تاکتیک مناسب باید اولویت عملیات خود را بشناسد و مسائل اصلی و فرعی محور خود را به‌درستی شناسایی کند؛ زیرا از زمینه‌های صدور فرمان «آتش به اختیار» اساساً همین جابه‌جایی اصلی‌ها و فرعی‌ها است.

 

در شرایط تهاجم و نفوذ نرم دشمن، غفلت مسئولان و «اصلی – فرعی نکردن امور» و عدم شناخت درست از اولویت‌ها برای اقدام، مایهٔ آسیب‌های گسترده در ابعاد ملی است. این عدم تشخیص صحیح در شرایطی که «دستگاه محاسباتی مسئولان نظام اسلامی» دچار اختلال می‌شود، ابعاد و عمق گسترده‌تری می‌یابد و هزینه‌های فراوانی را بر انقلاب و کشور تحمیل می‌کند.

 

آتش به اختیار
آتش به اختیار

 

الزامات رسیدن به تصمیم درست در شرایط « آتش به اختیار »

اگر نیروهای انقلابی و افسران جنگ نرم در شرایط « آتش به اختیار »، بخواهند به تصمیم‌های درست برسند لازم است به نکات مهم زیر توجه کنند:

 

۱. توجه به اصولِ فکری امام و انقلاب اسلامی:

نیروهای انقلابی، اندیشه و عمل حضرت امام خمینی (رحمه‌الله) و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را گزاره‌هایی دینی می‌دانند که بر اساس روش اجتهادی از منابع دینی برداشت شده‌اند. مهم‌ترین آفت در برخورد با این گزاره‌ها «تحریف» آن است؛ و راه مقابله با این آفت نیز برخورد اجتهادی با اندیشهٔ امام خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای، هم در مرحلهٔ شناخت اصول و هم در مرحلهٔ اقدام است: «آن راهی که میتواند مانع از این تحریف بشود، بازخوانی اصول امام است. امام یک اصولی دارد، یک مبانی‌ای دارد؛ این مبانی در طول ده سال دوران حاکمیّت اسلامی و پیش از آن در طول پانزده سال دوران نهضت، در بیانات گوناگون بیان شده است؛ اصول امام را در این بیانات میشود پیدا کرد؛ این اصول را، این خطوط را کنار هم که بگذاریم، یک شاکله‌ای از امام بزرگوار تشکیل خواهد شد؛ شخصیّت امام این است. این اصول را امام در بیانات خود تکرار کرده است؛ این اصول را گزینشی هم نبایستی انتخاب کرد.» ۱۳۹۴/۳/۱۴ [۵]

 

و البته مهم‌ترین اصول فکری حضرت امام (رحمه‌الله) نیز توسط رهبر انقلاب تبیین شده است: «اسلام ناب محمدّی و نفی اسلام آمریکایی»، «اتّکال به کمک الهی، اعتماد به صدق وعدهٔ الهی و در نقطهٔ مقابل، بی‌اعتمادی به قدرتهای مستکبر و زورگوی جهانی»، «اعتقاد به ارادهٔ مردم و نیروی مردم و مخالفت با تمرکزهای دولتی»، «طرف‌داری جدّی از عدالت اجتماعی و حمایت از محرومان و مستضعفان و مخالفت با نابرابری و اشرافیگری»، «مخالفت و مبارزه با قلدران بین‌المللی و مستکبران و حمایت از مظلومان و جبههٔ مقاومت»، «توجّه به استقلال کشور و ردّ سلطه‌پذیری» و «توجّه به وحدت ملّی و مقابله با توطئه‌های تفرقه‌افکن». ۱۳۹۴/۳/۱۴ [۶]

 

 

۲. توجه به عقلانیت انقلابی:

در اندیشهٔ رهبر انقلاب، مهم‌ترین تعابیری که در تقابل معنایی با عقلانیت انقلابی قرار دارند، محاسبهٔ محافظه‌کارانه، قشری‌گری، تحجّر، اسیر اوهام و تخیّلات خود شدن و سازشکاری (با دشمن) است؛ بنابراین در شرایط آتش به اختیار، هیچ‌کدام از نیروهای انقلابی به این ورطه‌ها درنخواهند افتاد. همچنین توجه به «حکمت» و به کار گرفتن خرد و تدبیر و فکر و محاسبات و کار کارشناسی، مطالعهٔ درست، ملاحظهٔ جوانب و آثار و تبعات یک اقدام -و حتی گاهی ملاحظهٔ تبعات یک اظهارنظر- از مهم‌ترین بایسته‌ها در شرایط آتش به اختیار و مبتنی بر عقلانیت انقلابی است.

 

۳. نظم و قانون‌گرایی:

در اندیشهٔ رهبر انقلاب، نظام اسلامی با معماری حضرت امام خمینی (رحمه‌الله) و با توجه به چهار عنصر کلیدی بنیاد گرفته است: «اسلام، مردم، قانون‌گرایی و دشمن‌ستیزی»؛ ۱۳۸۰/۳/۱۴ [۷]

 

و اهمیت قانون‌گرایی در نظام اسلامی، در چنین سطحی قابل طرح است؛ یعنی با بی‌توجهی به قانون در نظام اسلامی، گویی یکی از مهم‌ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی و حضرت امام خمینی (رحمه‌الله) بی‌اهمیت انگاشته شده است: «هنوز از پیروزی انقلاب دو ماه نگذشته بود که امام همه‌پرسی دربارهٔ نظام اسلامی را اعلان کرد، که مردم به نظام جمهوری اسلامی رأی دادند. چند ماه از پیروزی انقلاب نگذشته بود که امام گفت باید قانون اساسی نوشته شود… هنوز یک سال از پیروزی انقلاب نگذشته بود که مردم در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کردند؛ بعد از مدت کوتاهی هم مجلس شورای اسلامی به راه افتاد. بنابراین از اوّل، مبنای کارِ انقلاب بر نظم و قانون بود… این انقلاب، مظهر نظم و قانون بود… این را باید مغتنم شمرد. پایبندی به نظم و قانون و مسئولیت‌های قانونی قوا باید مورد احترام همه باشد.» ۱۳۸۰/۳/۱۴ [۸]

 

 

۱. بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در ششمین همایش ملی نخبگان جوان؛ ۱۳۹۱/۷/۱۲

۲. بیانات در دیدار اساتید دانشگاه‌ها؛ ۱۳۸۸/۶/۸

۳. بیانات در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری؛ ۱۳۸۸/۷/۲

۴. بیانات در دیدار جمع کثیری از بسیجیان کشور ۱۳۸۸/۹/۴

۵. بیانات در مراسم بیست و ششمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله)؛ ۱۳۹۴/۳/۱۴

۶. همان

۷. بیانات در مراسم دوازدهمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله)؛ ۱۳۸۰/۳/۱۴

۸. همان

منبع: سایت رسمی KHAMENEI.IR

 

تماشا کنید : بیانات امام خامنه ای درباره تلاش همه دانشجویان برای غلبه گفتمان انقلاب اسلامی

دانلود ویدیو : | کیفیت عالی (۱۲۰مگابایت) | کیفیت متوسط(۳۵مگابایت) | کیفیت پایین (۳۰مگابایت) | کیفیت موبایل(۸مگابایت)

 

 

[ad_2]

لینک منبع

بررسی ماهیت سند ۲۰۳۰ و تصویت و اجرای آن به صورت پنهانی

[ad_1]

بررسی ماهیت سند 2030 و تصویت و اجرای آن به صورت پنهانی
بررسی ماهیت سند ۲۰۳۰ و تصویت و اجرای آن به صورت پنهانی

 

سند ۲۰۳۰ کجا را نشانه گرفته است؟

 

این سند ۲۰۳۰ سازمان ملل و یونسکو و این حرفها، اینها چیزهایی نیست که جمهوری اسلامی بتواند شانه‌اش را زیر بار اینها بدهد و تسلیم اینها بشود. به چه مناسبت یک مجموعهٔ به‌اصطلاح بین‌المللی‌ای -که قطعاً تحت نفوذ قدرت‌های بزرگ دنیا است- این حق را داشته باشد که برای کشورهای مختلف، برای ملّت‌های گوناگون، با تمدّن‌های مختلف، با سوابق تاریخی و فرهنگی گوناگون، تکلیف معیّن کند که شما باید این‌جوری عمل کنید؟ اصل کار، غلط است. (۱۳۹۶/۰۲/۱۷)

 

همان انگیزه‌هایی که به کشورهای اسلامی فشار می‌آورند تا موضوعات جهاد و شهادت را از کتاب‌های درسی حذف کنند در داخل نیز استمرار پیدا می‌کنند و خود را به‌صورت خرده‌سیاست‌های فرهنگی نشان می‌دهند.(۱۳۹۶/۰۳/۰۳)

 

صوت : از شورای عالی انقلاب فرهنگی گله‌مندم 

http://bonyana.com/wp-content/uploads/2017/05/960217-sanad-2030.mp3

دانلود(یک مگابایت)

 

هفده اردیبهشت سال گذشته، رهبر انقلاب در دیدار با معلمان با اشاره به اینکه ما برای تربیت نسل آینده با حریفی به نام «نظام سلطهٔ بین‌المللی» مواجه هستیم فرمودند: «ممکن است برخی تعجب کنند که چه ارتباطی میان آموزش‌وپرورش و «نظام سلطهٔ بین‌المللی» وجود دارد، درحالی‌که واقعیت این است که نظام سلطه برای نسل جوانِ ملت‌ها به‌ویژه ملتِ ایران برنامه دارد.»

 

ایشان به این موضوع هم تأکید کردند: «نظام سلطه می‌خواهد نسل آیندهٔ کشورها، نسلی باشند که فکر، فرهنگ، نگاه و سلیقهٔ مورد نظر او را در مسائل جهانی داشته باشند و در نهایت نخبگان، سیاستمداران و افراد تأثیرگذار همان‌گونه فکر و عمل کنند که او تمایل دارد.» به‌همین دلیل، رهبر انقلاب موضوع آموزش و پرورش را طبق تصریح قانون اساسی، موضوعی «حاکمیتی» بیان فرمودند.

 

ماهیت سند ۲۰۳۰ یک پروژه‌ای جهانی

سند موسوم به ۲۰۳۰ سازمان یونسکو را می‌توان یکی از موارد طراحی نظام سلطهٔ بین‌المللی دانست. البته این سند تنها یکی از ۱۷ هدف پروژهٔ میلینیوم جهانی است. میلینیوم یا اعلامیهٔ هزارهٔ سازمان ملل متحد با هدف توسعهٔ پایدار، از مهم‌ترین طرح‌هایی است که توسط سازمان ملل به منظور جهانی‌سازی ملت‌ها و یکسان‌سازی فرهنگ‌ها سال‌ها در دستور کار نهادهای مرتبط با این سازمان قرار گرفته بود و سرانجام شکست خورد.

 

پس از شکست این پروژه، در سال ۲۰۱۵ برنامهٔ جدیدی از سوی سازمان ملل مطرح شد و در مجمع عمومی سازمان ملل با حضور روسای جمهور کشورهای عضو از جمله جمهوری اسلامی ایران به تصویب رسید. نکتهٔ حائز اهمیت این است که این برنامه به صورت without voting، یعنی بدون رای و نظر مخالف به تصویب رسیده است، در حالیکه اگر مخالفتی از سوی هیئت ایرانی حاضر صورت گرفته بود، این برنامه با «اجماع عمومی» تصویب نمی‌شد.

 

امری که انتظار می‌رفت با توجه به مغایرت‌ها و تضادهای واضح و مشخص این برنامه با فرهنگ و اسناد بالادستی کشورمان، با مخالفت هیئت جمهوری اسلامی به عنوان داعیه‌دار حکومت اسلامی قرار بگیرد.

 

پس از اجلاس عمومی سازمان ملل، اجلاس با حضور وزرای ۱۳۰ کشور از جمله ایران در اینچئون کرهٔ جنوبی برگزار می‌شود. سندی که از سال ۲۰۱۴ به عنوان برنامهٔ آموزشی در مسقط طراحی شده بود، در این اجلاس به تصویب و امضا می‌رسد. هرچند که تا به امروز هیچ خبر رسمی‌ای مبنی بر امضای وزیر وقت آموزش و پرورش بر این سند منتشر نشده است.

 

این تعهد در حالی صورت می‌گیرد که دو نهاد نظارتی مهم در این موضوع یعنی شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس شورای اسلامی و نهادهای فراقوه‌ای نظیر مجمع تشخیص مصلحت و شورای عالی امنیت ملی از پذیرفتن این سند بی‌اطلاع بوده‌اند.

 

 تصویب و اجرای پنهانی سند ۲۰۳۰

در جلسهٔ مورخ ۱۳۹۵/۰۶/۲۵ هیئت دولت، اجرای سند ۲۰۳۰ با تشکیل کارگروهی، الزامی می‌شود. این کارگروه موظف می‌شود که برنامه‌های اجرایی این سند را به سایر دستگاه‌های مربوطه ابلاغ کند و بر اجرای آن نظارت داشته باشد. نخستین واکنش رسمی به این مصوبهٔ هیئت دولت، چهار ماه پس از اجرایی شدن آن صورت می‌گیرد، زمانی که ستاد نقشهٔ جامع علمی کشور در جلسهٔ هشتاد و هشتم خود، با گلایه از عدم اطلاع رسانی دولت به شورای عالی انقلاب فرهنگی، نگرانی خود را از تصویب و اجرای این سند اعلام می‌کند.

 

با ادامه یافتن اجرای این سند و عدم پاسخگویی مسئولان مربوطه، این نگرانی به صحن عمومی شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسهٔ ۱۳۹۵/۱۱/۱۹ سرایت کرد و در حضور رئیس جمهور و وزرای مربوطه، نگرانی از تصویب و اجرای سند ۲۰۳۰ با صحبت چند تن از اعضای شورا به ریاست جمهوری منتقل شد. در حالیکه انتظار عمومی اعضای شورا بر این بود که با انتقال این دغدغه، روند رای‌گیری و در دستورکار قرار گرفتن توقف و اصلاح سند ۲۰۳۰ آغاز می‌شود اما رئیس‌جمهور این مسئله را به جلسهٔ بعدی موکول می‌کند. جلسه‌ای که تا به امروز تشکیل نشده است.

 

پس از این اتفاق، موضوع سند ۲۰۳۰، با حضور مدیر کل کمیسیون ملی یونسکو در دستور کار ستاد نقشهٔ جامع علمی کشور قرار می‌گیرد. محورهای این جلسه بدین شرح است:

– عدم مشارکت و اطلاع رسانی به شورای عالی انقلاب فرهنگی مورد انتقاد است.

– اسناد آموزشی بالادستی نظام، اسنادی مترقی هستند که کشور را بی‌نیاز از اسناد ابلاغی از سایر جوامع بیگانه می‌کند.

– روند ابلاغ و ترجمهٔ این سند متوقف شود، تا از تداخل و تعارض در نظام آموزشی کشور جلوگیری شود.

– در بسیاری از جملات بیانیهٔ اینچئون عباراتی وجود دارد که نشانگر الزام‌آور بودن بندهایی از این بیانیه می‌شود.

– سکولار بودن و ترویج بی‌دینی، آموزش معلمان به شیوهٔ غربی، اختلاط جنسی، حذف آیات جهاد و ممنوعیت ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و… از جمله موارد اختلافی و متضادی است که این سند با فرهنگ اسلامی ایرانی دارد.

– پذیرش نقش راهبری، نظارت و گزارش‌دهی به یونسکو محکوم می‌شود.

 

در حقیقت با پذیرش این سند علاوه‌بر تغییراتی که در نظام آموزشی کشور پدید می‌آید، این تعهد بوجود می‌آید که مهم‌ترین آمارها و اطلاعات که مربوط به نسل جوان و نوجوان کشور است به صورت گزارش‌های مداوم به نهادهای بیگانه اعلام شود. در پایان این جلسه که با حضور مدیر کل کمیسیون ملی یونسکو برگزار شد، مقرر شد تا اجرای این سند سریعا متوقف شود.

 

سخنان امام خامنه ای درباره 2030
سخنان امام خامنه ای درباره ۲۰۳۰

 

علی رغم این مصوبه بازهم دولت اجرای این سند را متوقف نمی‌کند و ماه‌های آینده هم اجرای آن ادامه می‌یابد تا زمانی که رهبر انقلاب در دیدار با معلمان به اجبار، شخصا به روند اجرای سند ورود می‌کنند و می‌فرمایند: «این سند ۲۰۳۰ سازمان ملل و یونسکو و این حرفها، اینها چیزهایی نیست که جمهوری اسلامی بتواند شانه‌اش را زیر بار اینها بدهد و تسلیم اینها بشود. به چه مناسبت یک مجموعهٔ به‌اصطلاح بین‌المللی‌ای -که قطعاً تحت نفوذ قدرت‌های بزرگ دنیا است- این حق را داشته باشد که برای کشورهای مختلف، برای ملّت‌های گوناگون، با تمدّن‌های مختلف، با سوابق تاریخی و فرهنگی گوناگون، تکلیف معیّن کند که شما باید این‌جوری عمل کنید؟ اصل کار، غلط است. اگرچنانچه با اصل کار شما نمی‌توانید مخالفت بکنید، حدّاقلّش این است که بِایستید بگویید جمهوری اسلامی خودش ممشیٰ دارد، خطّ‌وربط دارد، ما سندهای بالادستی داریم، ما می‌دانیم باید در زمینه‌های آموزش، پرورش، اخلاق، سبک زندگی چه‌کار کنیم؛ احتیاج به این سند وجود ندارد. اینکه ما برویم سند را امضا کنیم و بعد هم بیاییم شروع کنیم بی‌سروصدا اجرائی کردن، نخیر، این اصلاً مطلقاً مجاز نیست.»

 

با این بیانات بود که بلافاصله و به اجبار روند اجرای سند ۲۰۳۰ متوقف شد. از سوی دیگر سند ۲۰۳۰ تعارضات فراوانی با اسناد بالادستی نظام شامل، سند چشم انداز بیست ساله، نقشهٔ جامع علمی کشور، سند تحول بنیادین در آموزش و پرورش و حتی اصول ۷۷و ۱۵۳ قانون اساسی دارد. 

 

* اختلاف در چیست؟

اما در روزهای اخیر، رسانه‌های معاند با انقلاب مبنای مخالفت با سند ۲۰۳۰ را برابری و یکسان‌سازی آموزشی و جلوگیری از رشد کیفی آموزش در سطح کشور بیان کرده‌اند، در حالی‌که ماجرا این نیست، کمااینکه در سند سیاست‌های کلی ایجاد تحول در آموزش و پرورش که رهبر انقلاب در سال ۱۳۹۲ ابلاغ کردند نیز ارتقاء جایگاه آموزش و پرورش به مثابه مهم‌ترین نهاد تربیت نیروی انسانی و مولّد سرمایهٔ اجتماعی در دستور کار قرار گرفته است.

 

به این دلیل که این برنامه بدون در نظر گرفتن مسائل و اقتضائات بومی، فرهنگی و همچنین آرمان‌های ایران اسلامی طراحی شده است. به همین دلیل  اجرا و تعهد به این سند، موجبات تغییر و تعارض فرهنگی و هویتی را در نسل‌های آینده سبب می‌سازد.

 

 آموزش بهانه است

سند ۲۰۳۰ را می‌توان مدخل ورودی برنامهٔ جامع سازمان ملل برای تسلط بر کشورها به بهانهٔ موهوم توسعهٔ پایدار دانست. این برنامه که در ادامهٔ پروژهٔ میلینیوم جهانی است، در چهارمین و مهم‌ترین هدف از اهداف ۱۷ گانهٔ این پروژه، قرار گرفته است. در حقیقت آغاز و نقطهٔ شروع این پروژه با تغییر نظام آموزشی کشورها صورت می‌گیرد، حال آنکه برای رسیدن به جامعهٔ جهانی یکپارچه و مقبول قدرت‌های جهانی، تنها لازم است تا نسل آینده با هویت ملی و مذهبی خود بیگانه شود.

 

در این میان نباید غافل شد که نهادها و سازمان‌های جهانی همواره در راستای هم‌افزایی اطلاعاتی و بازوهای اجرایی ایالات متحده امریکا و هم‌پیمانش در سطح بین‌الملل فعالیت می‌کنند. در حقیقت این برنامهٔ جهانی اهدافی مهم‌تر از صرف تغییر نظام آموزشی را در کشور را دنبال می‌کند و آن تغییر همه‌جانبه در اقتصاد، سیاست، قوانین مدنی و سبک زندگی است، به‌گونه‌ای که در نظام مرکز- پیرامونی جامعهٔ جهانی، ایران به کشوری پیرامونی و تابع جامعهٔ جهانی تبدیل شود.

 

کشوری که با قبول سرکردگی و هژمون یک دولت و فرهنگ خاص، خود را عرضه‌کنندهٔ مواد خام و تأمین‌کنندهٔ نیروی انسانی برای مناسبات جهانی بداند و حق تصمیم‌گیری در عرصهٔ داخلی و بین‌المللی را از خود سلب نماید. بیخود نیست که در این سند، از عبارت «شهروند جهانی» برای تعریف مردمان یک سرزمین استفاده شده است. موضوعی که به مرور، روح استقلال یک ملت را نیز نشانه گرفته و به خطر خواهد انداخت.

منبع : سایت khamenei.ir

 

 

 

[ad_2]

لینک منبع