لگو بتمن – The LEGO Batman Movie

[ad_1]

The LEGO Batman Movie 2017 FA EN WEB-DL 720p 1080p MKV
| تماشای آنلاین و دانلود با لینک مستقیم از سرورهای سایت |
◄◄ بروزرسانی: نسخه دوزبانه (دوبله فارسی + انگلیسی) جایگزین شد ►►

 

 

 

 

» نام: لگو بتمن – The LEGO Batman Movie
» سال انتشار: ۲۰۱۷
» کارگردان: Chris McKay
» شرکت تولید کننده: DC Entertainment, LEGO System A/S, Lin Pictures
» کشور تولید کننده: آمریکا، دانمارک
» زمان: ۱۰۴ دقیقه
» زبان: دوزبانه (دوبله فارسی + انگلیسی) (تغییر زبان از منوی Audio < Play در نرم‌افزار مدیا پلیر کلاسیک)
» گروه سنی: PG-13
» پیوند: IMDB
» جشنواره‌ها و جوایز: IMDB

 

خلاصه داستان: لگو بتمن (به انگلیسی: The LEGO Batman Movie) نام پویانمایی محصول مشترک دو کمپانی دی‌سی (به انگلیسی: DC Entertainment) و لگو (به انگلیسی: LEGO System A/S) می‌باشد که به کارگردانی کریس مک‌کی (به انگلیسی: Chris McKay) ساخته شده و در سال ۲۰۱۷ توسط کمپانی برادران وارنر (به انگلیسی: Warner Bros. Pictures) عرضه شده است. داستان از این قرار است که بتمن باید شهر گاتهام را از خطر تبهکاران مصون نگه دارد. ولی در رأس همه‌ی خلافکاران شهر، فردی شرور به نام جوکر قرار داد که سرسخت‌ترین دشمن اوست. بتمن برای اینکه بتواند با این دشمن جدید در بیافتد، مجبور می‌شود از دوستانش کمک بگیرد… از پویانمایی‌هایی که کاراکتر‌های آن‌ها را شخصیت‌های لگو تشکیل می‌دهند می‌توان به “داستان لگو – The Lego Movie” و “ابرقهرمانان لگو: بازسازی انتقام‌جویان – Lego Marvel Super Heroes: Avengers Reassembled” اشاره کرد.

 

 

 



» زبان: دوزبانه (دوبله فارسی + انگلیسی) (تغییر زبان از منوی Audio < Play در نرم‌افزار مدیا پلیر کلاسیک)
» دانلود زیرنویس
» کیفیت: WEB-DL 720p
» فرمت: MKV
» حجم تقریبی: 1.01 گیگابایت
» منبع: www.minitoons.ir

 

دانلود

» زبان: دوزبانه (دوبله فارسی + انگلیسی) (تغییر زبان از منوی Audio < Play در نرم‌افزار مدیا پلیر کلاسیک)
» دانلود زیرنویس
» کیفیت: WEB-DL 1080p
» فرمت: MKV
» حجم تقریبی: 2.08 گیگابایت
» منبع: www.minitoons.ir

 

دانلود

[ad_2]

لینک منبع

کتاب عشق زیر روسری از شیلنا زهرا جان محمد [زندگی‌دختری‌آسیایی‌الاصل]

[ad_1]

کتاب عشق زیر روسری از شیلنا زهرا جان محمد
کتاب عشق زیر روسری از شیلنا زهرا جان محمد

 

کتاب « عشق زیر روسری » داستان سفرهای عاطفی و احساسی دختری مسلمان و ساکن لندن است به نام شلینا (زهرا) جان محمد. او تحصیل‌کردهٔ دانشگاه آکسفورد است. دختری مسلمان با فرهنگ غربی-آسیایی-اسلامی که سعی دارد یار و همراه خود را بیابد. برای آشنایی با کتاب و راه های خرید آن در ادامه مطلب همراه سایت بنیانا باشید

 

داستان‌هایی از این دست، ناشنیده مانده‌اند و یا جرأت بازگو کردن نیافته‌اند. داستانی که نشان می‌دهد «زیر حجاب مات زنان مسلمان، دل‌های تپنده هست و رؤیاهایی از عشق».

 

 

این داستان افسانه نیست بلکه حکایتی واقعی از تجربهٔ یک زن مسلمان، روزنامه‌نگار و اجتماعی است که با وجود تمام هجمه‌های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و گاه نژادپرستانه که در بطن جامعهٔ غربی وجود دارد توانسته محکم و استوار باشد.

 

 

«کارت روز ولنتاین را که صبح زود بر در اتاقش در خوابگاه چسبانیده‌اند را بر می‌دارد، با ولع تمام، پاکت را پاره می‌کند، داخل آن یک شعر دستنویس با خط خوش است. بی‌آنکه اسمی پای آن ببیند پی‌می‌برد متعلق است به… فرستندهٔ کارت را همان روز می‌بیند. نوجوان رمانتیک درونش، حسب زنانگی‌اش می‌پرسد: آیا تو به من علاقه‌مندی؟ آخر آن پسر، مسلمان نبود! یعنی مسلمان می‌شود؟»

 

 

عشق آمده ما را رهنمون سازد به سمت نوع ازلی و ابدیش، و چه زیباست دیدن این عشق در پس همهٔ ناخوشایندی‌ها و نرسیدن‌ها، در پس همهٔ تندی‌های «شلینا» برای یافتن شاهزادهٔ افسانه‌ای خود. او به دنبال آن نیمهٔ گمشده می‌گردد تا قرارگاه امنی بیابد و در آن آرام گیرد و خداوند عزوجل این کشش و کوشش را در وجود زن و مرد به ودیعت نهاده است.

 

 

عشقی که گاه نمود آن را قهرمان داستان در روز ولنتاین می‌یابد و همین چه ساده‌لوحانه می‌تواند روح والای انسانی او را به سخره گیرد. اما عشق حقیقی در وجود اوست و نمود آن در در پس روسری او جا گرفته است و شلینا را از رازهای پس پرده به سمت حقیقتی همیشه زنده رهنمون می‌کند. بی‌آنکه خود بداند.

 

 

کتاب عشق زیر روسری داستان سفرهای عاطفی و احساسی دختری مسلمان و ساکن لندن است به نام شلینا (زهرا) جان‌محمد. او تحصیل‌کردهٔ دانشگاه آکسفورد است. دختری مسلمان با فرهنگ غربی-آسیایی-اسلامی که سعی دارد یار و همراه خود را بیابد.

 

 

آیا روسری‌اش که همان مسلمانی اوست پس معرکه می‌ماند و بی‌خیال عشق گمشدهٔ خود می‌شود؟ «عشقی که دیری است از نسل ما رفته، آبکی شده و به دلربایی کردن و قصه و خیال عاشقانه رنگ باخته»، و اگرچه لندنی است اما با رسوخ تفکر اسلامی در آن حیات گرفته است.

 

داستان‌هایی از این دست، ناشنیده مانده‌اند و یا جرأت بازگو کردن نیافته‌اند. داستانی‌هایی که نشان می‌دهد «زیر حجاب مات زنان مسلمان، دل‌های تپنده هست و رؤیاهایی از عشق» در حالی که «اغلب افراد، زنان مسلمان را موجوداتی تک‌بعدی و نهفته در پس حجاب‌های ماتشان می‌دانند».

 

 

اما حقیقت چیز دیگری است. این داستان افسانه نیست بلکه حکایتی واقعی از تجربهٔ یک زن مسلمان، روزنامه‌نگار و اجتماعی است که با وجود تمام هجمه‌های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و گاه نژادپرستانه که در بطن جامعهٔ غربی وجود دارد توانسته محکم و استوار باشد.

 

 

کارهای شلینا و ماجراهایش در جهت اثبات انسانیتی فراتر از جنسیت اوست؛ چیزی که در غرب یافت نمی‌شود. او به دنبال اثبات منیت‌های خود نیست بلکه قدم در راهی گذاشته تا انسانیت را در معدن ظلم و اباحه‌گری به عرصهٔ نمایش بگذارد.

 

 

از زاویهٔ دیگر او قد علم می‌کند، در نظر تمام «خاله خان‌باجی‌ها»یی که فکر می‌کنند دختر نباید هر کاری که دلش می‌خواهد بکند، در عین آداب و پای‌بندی‌اش به اصول و فرهنگ خانوادگی و اسلامی.

 

او تصمیم می‌گیرد تا پای اراده‌اش را قوی کند با فتح یک قله، قله‌ای بسیار بلند، کلیمانجارو! هیچ تردیدی ندارد که عشق تجربه‌ای شورانگیز و متحول‌کننده است. تجربه‌ای که باید رام شود و در مسیر خودش که همان ازدواج است قرار بگیرد، تمام موقعیت‌های موجود برای ازدواج، مثل بنگاه‌های ازدواج و همسریابی سریع، اینترنتی و… را جستجو می‌کند. اما می‌بیند که…

 

شلینا مسلمان‌زاده است اما خودش تصمیم می‌گیرد که مسلمان باشد. «در جهانی که گیج‌کننده و توان‌فرسا است.» او دریافته است که اسلام است که راه را به او نشان می‌دهد.

 

 

عشق و روسری شلینا همسفران غریبی هستند بعد از ماجراهای برج‌های دوقلو و هجمه‌هایی که رنگ او، او و روسری او را نشان می‌کرد که برچسب تروریست بخورد. اما این شلینا بود که محکم‌تر و مقاوم‌تر از قبل به راه خود و ادامهٔ فعالیت‌های اجتماعی‌اش علی‌رغم بدبینی‌هایی که بود ادامه می‌دهد.

 

در آن فضا پوشیدن روسری کار ساده‌ای نبود. برای او پوشیدن روسری تصمیم سیاسی یا گونه‌ای ابراز عقیدهٔ عمومی نبود، فقط بخشی از لباسی بود که هر روز می‌پوشید و گمان نمی‌کرد که در آن روزها این پوشش اینقدر ناراحت‌کننده باشد.

 

شلینا برای پیدا کردن یار و همدل خود سفرهایی به مصر و اردن داشت، او به ۱۰ زبان صحبت می‌کرد و حتی تا جایی پیش رفت که خاله خان‌باجی‌ها پیشنهاد کردند برای یافتن نیمهٔ گمشده‌اش، حجابش را کنار بگذارد؛ این جستجو تا جایی پیش رفته بود که حواس او را از کاوش دنیای درونی‌اش پرت کرده بود.

 

اما مصمم‌تر از قبل، نماد مسلمانیش را حفظ کرد. او در ملاقات‌هایی که با خواستگارانش داشت متوجه هدف نهفته در ازدواج شد، انسانیت. شلینا عشق را زیر روسری پنهان نکرد بلکه او را چونان درختی پرثمر پروراند و ساخته و پرداخته کرد برای بودن در میان معرکهٔ این جهانِ پر از فریب و نیرنگ.

کتاب عشق زیر روسری از شیلنا زهرا جان محمد
کتاب عشق زیر روسری از شیلنا زهرا جان محمد

آقای محسن بدره آن را به فارسی ترجمه کرده است

 

 

در ادامه بخش کوتاهی از کتاب مفید « عشق زیر روسری » را میخوانیم 

 

 

《از اینکه با حجابم خوشحال باشد.》

 

ناراحت بودم ازینکه مجبور بودم تصریح کنم که مرد مسلمان،بابت روسری ام و محجوبانه لباس پوشیدنم،باید خوشحال باشد؛چون فکر میکردم این یکی از اقتضائات مسلمانی است….نمیخواستم کسی زیبایی ام را برای این و آن نمایش بدهد.میخواستم حامی انتخابهایم باشد…مردی را میخواستم که بخواهد همسرش مورد احترام و مایهٔ افتخارش باشد و در خلوت برای شوهرش جذابیتی مقاومت ناپذیر داشته باشد.

صفحه ۱۰۳

 

 

برای خرید کتاب از سایت پاتوق کتاب فردا اینجا کلیک کنید 

توضیحات کتاب را در سایت انتشارات آرما بخوانید

برای ارتباط و تماس با سایت نشر آرما اینجا کلیک کنید

طبق معرفی سایت رسمی نشر آرما برای خرید کتاب می تونید از چهار سوق استفاده کنید

 

[ad_2]

لینک منبع

کتاب بهم میاد ؟! اثر رنده عبد الفتاح [رمان ویژه دختران نوجوان]

[ad_1]

 

کتاب بهم میاد ؟! اثر رنده عبد الفتاح
کتاب بهم میاد ؟! اثر رنده عبد الفتاح

 

راوی داستان «امل»، فلسطینی الاصل که زاده خانواده‌ای تحصیل کرده و مسلمان بوده، در سرزمینی دیگر (استرالیا) تولد یافته و اکنون به نوجوانی رسیده است. دختری پرشور، با هوش و پر هیجان که در بحرانی‌ترین سنین زندگی عظیم‌ترین تصمیم خود را مبنی بر اتخاذ حجاب به صورت دائم (یا به قول خودش فول تایم شدن) را می‌گیرد.

 

 

ادبیات آمیخته به طنز و در عین حال روان نویسنده که گویی خاطره نویسی نوجوانی زبر دست در دفتر روزانه‌اش است؛ میل به ادامه را برای یافتن انتهای مسیر ماجراهای او در خواننده افزایش می‌دهد.

 

 

می‌توان گفت نویسنده به نحو مناسبی تمام احوالات یک نوجوان مانند ترس از رویارویی با قضاوت دیگران، کنش‌های او با والدین، میل به رجوع به فطرت و پاکی، دوستی‌های شیرین نوجوانی، علاقه‌های آتشین به جنس مخالف، خستگی از نصیحت شنوی و گاهاً یک طرفه به قاضی رفتن را به خوبی به نمایش گذاشته؛ در عین حال بازگویی‌های «امل» با وجدان خود امکان نتیجه گیری‌های اخلاقی را در عین بی‌طرفی بیشتر کرده است.

 

 

داستان بر بستر جامعه‌ای جاریست که دین اسلام مبیّن خشونت بوده و مسلمانان تروریست و یا کاکا سیاه‌های بی‌ارزش خوانده می‌شوند. در این فضا شخصیت اصلی داستان در نبردی با خود و دنیای خارج تلاش دارد مسائلی را که با پذیرش شاخص‌ترین نماد دین (حجاب) با آن مواجه می‌شود را به نحو أحسن مدیریت کند.

 

 

نویسنده در تلاش بوده با گسترده کردن دایره تعاملات دختر و اعضای خانواده او، تصویر روشنی از جامعه اقلیت مسلمان و تعاملات آن‌ها در محیط میزبان (استرالیا) به خواننده بدهد.

 

 

کنش‌های میان امل و دوستان غیر مسلمان خود (سیمونه و الین) که با شادابی‌ها و هیجان‌های دوره بلوغ آمیخته شده؛ رفتار دوستانه و جانب دارانه دبیر مدرسه (آقای پیرس) در کنار برخورد منطقی آمیخته به ترس مدیر مدرسه (خانم والش)، جریان‌های دوستی و خصومت‌های حاکم بر محیط کلاس، نمایش تضادهای ناشی از آمیختگی سنت غلط و خرافه با دین (در خانواده بهترین دوست او لیلا)، خود باختگی و گریز از اصل به دلیل همرنگ جماعت شدن (که در خانواده دایی جو، عمه ماندی و دوست صمیمی او یاسمین وجود دارد) تعامل او با پسر غیر مسلمانی که مورد علاقه اوست (آدام) و نیز همسایه پیر و تلخی که در اثر تدابیر نرم و انسان دوستانه مادر امل و رفتارهای او زندگی دیگری می‌یابد؛ همه و همه حلقه‌های اتصال ماجراست.

 

 

در نهایت، داستان به گونه‌ای نیمه روشن و خوش بینانه که نوید آینده‌ای روشن‌تر را در گرو انتخاب‌های صحیح می‌دهد به پایان می‌رسد.  مطالعه این داستان دقایق شیرین و تأمل برانگیزی را برای مخاطب رقم می‌زند.

 

 

« رمان بهم میاد ؟!» با ۴۲ فصل، ۳۳۶ صفحه، شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۱۲هزار تومان از سوی نشر آرما منتشر شده است.این کتاب را رنده عبدالفتاح نوشته و محسن بدره آن را ترجمه کرده است

 

 

در ادامه بخش کوتاهی از کتاب بهم میاد ؟! اثر رنده عبد الفتاح را میخوانیم :

 

وقتی دارم در قسمت اغذیه فروشی مرکز خرید قدم می زنم سه تا زن محجبه را می بینم.سه تایی دور میزی گرم گرفته اند و دارند بستنی می خورند.چشم یکی شان به من می افتد و لبخند می زند.

 

-السلام علیک

 

من هم با لبخند پاسخ می دهم “و علیکم السلام”.دو نفر دیگر نیز همینطور سلام می کنند و به گرمی به من لبخند می زنند.سرشان دوباره گرم خودشان می شود.

 

من در حالیکه لبخندی به لب دارم از کنارشان رد می شوم و با خودم فکر می کنم تا حالا نفهمیده بودم که حجاب چیزی بیشتر از پاکدامنی هم دارد.

 

این ها با من غریبه اند،اما همهٔ ما احساس کردیم رابطه ای حیرت انگیز داریم؛حس اینکه این لباس ما را در یک خواهری جهانی به هم پیوند می دهد…

 

 

برای خرید آنلاین کتاب از سایت پاتوق کتاب فردا اینجا کلیک کنید

برای خرید آنلاین کتاب از فروشگاه من و کتاب اینجا کلیک کنید

معرفی و تحلیل سایت حیات برتر درباره کتاب بهم میاد رو اینجا بخوانید

برای ارتباط و تماس با سایت نشر آرما اینجا کلیک کنید

طبق معرفی سایت رسمی نشر آرما برای خرید کتاب می تونید از چهار سوق استفاده کنید

 

 

[ad_2]

لینک منبع

رمان « من او » اثر رضا امیرخانی [کتابی که هر حزب اللهی باید بخواند]

[ad_1]

رمان « من او » اثر رضا امیرخانی
رمان « من او » اثر رضا امیرخانی

 

 

داستان کتاب من او مربوط به زندگی فردی به نام علی فتاح است. راوی، قهرمان داستان هم هست، ماجراهای زندگی خود را، از کودکی تا مرگ، روایت می کند. علی فتاح فرزند یک تاجر ثروتمند است و درجنوب شهر زندگی می کند.

 

در کودکی، پدر خود را از دست می دهد و تحت نظر پدر بزرگش بزرگ می شود. در نوجوانی به مهتاب، هم بازی دوره کودکی خود، دل می بندد. ولی این علاقه به ازدواج نمی انجامد. سال ها بعد، مهتاب با خواهر علی به فرانسه می روند.

 

خواهر علی با یک مبارز الجزایری ازدواج می کند. این مبارز ترور می شود و او و مهتاب به ایران برمی گردند. در زمان موشک باران تهران، خواهر علی و مهتاب به شهادت می رسند. علی فتاح نیز بعد از بخشیدن آنچه از اموال پدری مانده است، فوت می کند.

 

این سخن حقی است که اگر ما بخواهیم ادبیات داستانی ما در دنیا مورد اعتنا واقع شود باید به ریشه ها برگردیم و از مضامین گنجینه ادبیات کهن مدد بگیریم. اتفاقاً تاکنون تلاش کرده اند اما موفقیت چشم گیری نیافته اند. از این بابت رمان من او جهش بزرگی است به سوی این هدف بزرگ. مضمون اصلی این رمان عشق است اما نه عشق به معنای رایج امروزی آن بلکه عشق به همان معنا که بزرگان ادب و هنر ما در آثارشان مایه گرفته اند.

 

 

بخش هایی از کتاب ”  رمان « من او » اثر رضا امیرخانی  ” را می خوانیم :

 

-تو برای چی رو میگیری؟

 

-خب،برای اینکه نامحرم نبیندم…قبول!کریم هم نامحرم است،اما…

 

باب جون گل از گلش شکفت. انگار چیزی کشف کرده بود .دست مریم را در دست گرفت:

 

-هان، بارک الله اشتباهت همین جاست. رو گرفتن برای فرار از نامحرم نیست. و اِلا من هم می دانم، نامحرم که لولو نیست، جخ پاری وقت ها مثلِ همین کریم، اصلا خودیه…نه! رو گرفتن برای این است که خدا گفته. خدا هم مثل رفیقِ آدمه .یک رفیق به آدم یک چیزی بگوید، لوطی گری می گوید بایستی انجام داد.

 

-این درست که خدا گفته، اما حکمتش همان است که گفتم، برای فرار از…

 

باب جون حرف مریم را برید:

 

-حکمتش را ول کن. این جایش به من و تو دخلی ندارد. وقتی رفیقِ آدم چیزی از آدم خواست، لطفش به این است که بی حکمت و بی پرس و جو بدهی. اگر حکمتش را بدانی که به خاطرِ حکمت داده ای، نه به خاطرِ لوطی گری. جخ آمدیم و حکمتش را نفهمیدی، آن وقت چه؟ انجام نمی دهی؟

 

 

کتاب من او توسط انتشاران افق به چاپ رسیده است

برای خرید آنلاین کتاب از سایت پاتوق کتاب فردا اینجا کلیک کنید

مشخصات کتاب در سایت انتشارات افق را اینجا بخوانید

مراکز توزیع کتاب و کتاب فروشی های نشر افق را اینجا ببینید

 

 

[ad_2]

لینک منبع

تفاوت شنبه ۲۳ خرداد ۸۸ و شنبه ۳۰ اردیبهشت ۹۶ به قلم حسین قدیانی

[ad_1]

 

این شنبه کجا و آن شنبه کجا؟!

متن این صفحه از سری یادداشت های جناب آقای حسین قدیانی روزنامه نگار برجسته و نویسنده مطرح جبهه انقلاب اسلامی که این روزها بیشتر در روزنامه وطن امروز می نویسد انتخاب شده است که در ادامه میخوانید : 

 

۲۳ خرداد ۸۸ و ۳۰ اردیبهشت ۹۶ هر دو روز «شنبه» بودند اما این شنبه کجا و آن شنبه کجا؟! پس «شنبه» فقط «نخستین روز هفته» نیست، بلکه نخستین و مهم‌ترین محل افتراق ۲ جریان سیاسی است؛ نامزد جریان اول با ۱۳ میلیون رای، نه فقط عصر جمعه ۲۲ خرداد ۸۸ که هنوز چند ساعت تا پایان رای‌گیری باقی‌مانده، اعلام پیروزی می‌کند، که تا چند ماه بر آتش فتنه هم می‌دمد و چنان از کسب و کار مردم، سلب امنیت می‌کند و چنان به حیثیت این مردم و آبروی این جمهوری، لطمه می‌زند که دشمن قسم‌خورده بیرونی، برای آنچه از آن تعبیر به «تحریم فلج‌کننده» می‌کند، بهترین فرصت را مهیا می‌بیند! این از شنبه جریان اول!

 

اما جریان دوم، با نمایش باشکوه اخلاق باخت و در حالی که حداقل ۱۶ میلیون رای یعنی ۳ میلیون بیشتر از نامزد جریان اول داشته، در مقام عمل ثابت می‌کند می‌شود نتیجه انتخابات را واگذار کرد اما قانونگرایی و مدنیت و حقوق شهروندی و امنیت و ایمان را نه! این جریان، البته مستند به شواهد فراوان، اعتراضی هم اگر داشته باشد، آن را از مجاری قانونی و به شکل مدنی پیگیری می‌کند، نه بلوا و آشوب! طرفه حکایت اینجاست که در روزهای اخیر شاهد بودیم عناصری از همان جریان اول، سخنانی به قصد تحریک رقیب و احیانا اگر شد، به خیابان آوردن او بر زبان جاری کردند، نظیر آنچه حسن روحانی، روز شنبه بیان داشت و پیروزی خود در انتخابات را «پیروزی صلح بر جنگ» دانست و حداقل ۱۶ میلیون ایرانی را «خشونت‌طلب» خواند، لیکن با وجود همه اینها، جریان دوم هرگز از همان راه نرفت که بازندگان نتیجه ۲۲ خرداد ۸۸ و البته بازندگان اخلاق ۲۳ خرداد ۸۸ رفتند! شگفتا!

 

هم گزارش تخلفات زیاد بود و هم تحرکات و تحریکات رقیب و هم حتی حداقل ۳ میلیون رای بیشتر اما فرق بسیار است میان جماعتی که انتخابات را فقط به شرط برد خود می‌خواهد، با جماعتی که به کلیت انتخابات، به نتیجه انتخابات، به رای اکثریت و به قانون و مدنیت، التزام عملی دارد! و باز هم شگفتا! در انتخابات ۲۹ اردیبهشت ۹۶، در قیاس با دور دوم ریاست‌جمهوری همه ادوار گذشته انتخابات، هم نفر اول، نصاب کمترین رای را داشت و هم نفر دوم، نصاب بیشترین رای را!

 

منتهای مراتب، تو وقتی «اخلاق باخت» داشته باشی و رای مردم واقعا برایت محترم باشد و اصل و اساس انقلاب حقیقتا برایت حرمت داشته باشد، هرگز عمل بر مدار متوحشین عاری از عقل شنبه ۲۳ خرداد ۸۸ نمی‌کنی! آری! آن روز هم شنبه بود! و آن روز هم فردای انتخابات! لیکن آن روز، همانقدر مایه سرشکستگی جریان اول شد که شنبه ۳۰ اردیبهشت ۹۶ باعث سربلندی و افتخار جریان دوم!

 

و نیک اگر بنگری، همینجاست که «رعایت اخلاق باخت» می‌تواند، از «بازنده»، «برنده» بسازد! و این مهم را برای همیشه در تاریخ ایران عزیز، «ثبت و ضبط» کند! این «رعایت اخلاق باخت» البته در حالی است که جریان دوم، موارد متعددی از تخلف را به مراجع ذی‌صلاح، گزارش داد و این کار را هم، کاملا قانونی و مدنی انجام داد!

 

دقت شود! گاهی بازنده، بدون آنکه اندک اعتراضی به نتیجه داشته باشد، اخلاق باخت را مراعات می‌کند ولی «رعایت اخلاق باخت» و امتناع از هرگونه فتنه‌آفرینی، آنجا زیباتر و آنجا ماندگارتر است که اولا مستند به مدارک فراوان، اعتراضاتی در بستر قانون و مدنیت هم وجود داشته باشد، ثانیا در بحث حد نصاب، جریان همسو، رکورد رای بیشتر نامزد دوم را بزند و جریان رقیب، رکورد رای کمتر نامزد پیروز؛

 

ثالثا موارد زیادی تحرک مبنی بر تحریک جریان دوم به ریختن در کف خیابان دیده شود؛ رابعا نفر دوم انتخابات ۹۶ از نفر دوم انتخابات ۸۸، ۳ میلیون رای بیشتر داشته باشد! بنابراین شنبه ۳۰ اردیبهشت ۹۶ تنها این مسأله در تاریخ ایران عزیز ما ثبت نشد که آقای فلانی،‌ انتخابات را از آقای بهمانی برد!

 

اصولا انتخابات، یکی هم برای تحقق همین هدف واضح برگزار می‌شود که یکی اول بشود و دیگری دوم و الباقی در رتبه‌های بعد، اما آنچه فردای انتخابات ریاست‌جمهوری ۹۶ در لوح محفوظ تاریخ و اندیشه سیاسی این مرز و بوم دیرین، به شکل ویژه، ثبت و ضبط شد، رعایت اخلاق باخت توسط جریانی بود که سال ۸۸  انتخابات را برد لیکن با ادعای تقلب مواجه شد! اما کدام تقلب؟!

 

همانکه داعیه‌دارانش گفتند: «تقلب، واقعیت نداشت، بلکه اسم رمز آشوب بود!» پس آقایان آشوب‌طلب! اگر جمعه‌ها نتیجه انتخابات معلوم می‌شود، شنبه‌ها نتیجه میزان فهم و شعور و انسانیت و انصاف و اخلاق آدمی معلوم می‌شود! حتم کنید نتیجه «امتحانات شنبه ۳۰ اردیبهشت ۹۶» هم حکایت نتیجه «انتخابات جمعه ۲۹ اردیبهشت ۹۶» برای ابد، در دل هر ایرانی آزاده‌ای محفوظ می‌ماند! با این تفاصیل، اشکالی ندارد آقای روحانی! شما فرض کن ما خشونت‌طلبیم و شما اهل منطق! اما کاش همه شنبه‌ها، مثل شنبه ما اصحاب خشونت بود!

 

منبع : سایت قطعه ۲۶ و کانال آقای قدیانی

 

[ad_2]

لینک منبع

بررسی ماهیت سند ۲۰۳۰ و تصویت و اجرای آن به صورت پنهانی

[ad_1]

بررسی ماهیت سند 2030 و تصویت و اجرای آن به صورت پنهانی
بررسی ماهیت سند ۲۰۳۰ و تصویت و اجرای آن به صورت پنهانی

 

سند ۲۰۳۰ کجا را نشانه گرفته است؟

 

این سند ۲۰۳۰ سازمان ملل و یونسکو و این حرفها، اینها چیزهایی نیست که جمهوری اسلامی بتواند شانه‌اش را زیر بار اینها بدهد و تسلیم اینها بشود. به چه مناسبت یک مجموعهٔ به‌اصطلاح بین‌المللی‌ای -که قطعاً تحت نفوذ قدرت‌های بزرگ دنیا است- این حق را داشته باشد که برای کشورهای مختلف، برای ملّت‌های گوناگون، با تمدّن‌های مختلف، با سوابق تاریخی و فرهنگی گوناگون، تکلیف معیّن کند که شما باید این‌جوری عمل کنید؟ اصل کار، غلط است. (۱۳۹۶/۰۲/۱۷)

 

همان انگیزه‌هایی که به کشورهای اسلامی فشار می‌آورند تا موضوعات جهاد و شهادت را از کتاب‌های درسی حذف کنند در داخل نیز استمرار پیدا می‌کنند و خود را به‌صورت خرده‌سیاست‌های فرهنگی نشان می‌دهند.(۱۳۹۶/۰۳/۰۳)

 

صوت : از شورای عالی انقلاب فرهنگی گله‌مندم 

http://bonyana.com/wp-content/uploads/2017/05/960217-sanad-2030.mp3

دانلود(یک مگابایت)

 

هفده اردیبهشت سال گذشته، رهبر انقلاب در دیدار با معلمان با اشاره به اینکه ما برای تربیت نسل آینده با حریفی به نام «نظام سلطهٔ بین‌المللی» مواجه هستیم فرمودند: «ممکن است برخی تعجب کنند که چه ارتباطی میان آموزش‌وپرورش و «نظام سلطهٔ بین‌المللی» وجود دارد، درحالی‌که واقعیت این است که نظام سلطه برای نسل جوانِ ملت‌ها به‌ویژه ملتِ ایران برنامه دارد.»

 

ایشان به این موضوع هم تأکید کردند: «نظام سلطه می‌خواهد نسل آیندهٔ کشورها، نسلی باشند که فکر، فرهنگ، نگاه و سلیقهٔ مورد نظر او را در مسائل جهانی داشته باشند و در نهایت نخبگان، سیاستمداران و افراد تأثیرگذار همان‌گونه فکر و عمل کنند که او تمایل دارد.» به‌همین دلیل، رهبر انقلاب موضوع آموزش و پرورش را طبق تصریح قانون اساسی، موضوعی «حاکمیتی» بیان فرمودند.

 

ماهیت سند ۲۰۳۰ یک پروژه‌ای جهانی

سند موسوم به ۲۰۳۰ سازمان یونسکو را می‌توان یکی از موارد طراحی نظام سلطهٔ بین‌المللی دانست. البته این سند تنها یکی از ۱۷ هدف پروژهٔ میلینیوم جهانی است. میلینیوم یا اعلامیهٔ هزارهٔ سازمان ملل متحد با هدف توسعهٔ پایدار، از مهم‌ترین طرح‌هایی است که توسط سازمان ملل به منظور جهانی‌سازی ملت‌ها و یکسان‌سازی فرهنگ‌ها سال‌ها در دستور کار نهادهای مرتبط با این سازمان قرار گرفته بود و سرانجام شکست خورد.

 

پس از شکست این پروژه، در سال ۲۰۱۵ برنامهٔ جدیدی از سوی سازمان ملل مطرح شد و در مجمع عمومی سازمان ملل با حضور روسای جمهور کشورهای عضو از جمله جمهوری اسلامی ایران به تصویب رسید. نکتهٔ حائز اهمیت این است که این برنامه به صورت without voting، یعنی بدون رای و نظر مخالف به تصویب رسیده است، در حالیکه اگر مخالفتی از سوی هیئت ایرانی حاضر صورت گرفته بود، این برنامه با «اجماع عمومی» تصویب نمی‌شد.

 

امری که انتظار می‌رفت با توجه به مغایرت‌ها و تضادهای واضح و مشخص این برنامه با فرهنگ و اسناد بالادستی کشورمان، با مخالفت هیئت جمهوری اسلامی به عنوان داعیه‌دار حکومت اسلامی قرار بگیرد.

 

پس از اجلاس عمومی سازمان ملل، اجلاس با حضور وزرای ۱۳۰ کشور از جمله ایران در اینچئون کرهٔ جنوبی برگزار می‌شود. سندی که از سال ۲۰۱۴ به عنوان برنامهٔ آموزشی در مسقط طراحی شده بود، در این اجلاس به تصویب و امضا می‌رسد. هرچند که تا به امروز هیچ خبر رسمی‌ای مبنی بر امضای وزیر وقت آموزش و پرورش بر این سند منتشر نشده است.

 

این تعهد در حالی صورت می‌گیرد که دو نهاد نظارتی مهم در این موضوع یعنی شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس شورای اسلامی و نهادهای فراقوه‌ای نظیر مجمع تشخیص مصلحت و شورای عالی امنیت ملی از پذیرفتن این سند بی‌اطلاع بوده‌اند.

 

 تصویب و اجرای پنهانی سند ۲۰۳۰

در جلسهٔ مورخ ۱۳۹۵/۰۶/۲۵ هیئت دولت، اجرای سند ۲۰۳۰ با تشکیل کارگروهی، الزامی می‌شود. این کارگروه موظف می‌شود که برنامه‌های اجرایی این سند را به سایر دستگاه‌های مربوطه ابلاغ کند و بر اجرای آن نظارت داشته باشد. نخستین واکنش رسمی به این مصوبهٔ هیئت دولت، چهار ماه پس از اجرایی شدن آن صورت می‌گیرد، زمانی که ستاد نقشهٔ جامع علمی کشور در جلسهٔ هشتاد و هشتم خود، با گلایه از عدم اطلاع رسانی دولت به شورای عالی انقلاب فرهنگی، نگرانی خود را از تصویب و اجرای این سند اعلام می‌کند.

 

با ادامه یافتن اجرای این سند و عدم پاسخگویی مسئولان مربوطه، این نگرانی به صحن عمومی شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسهٔ ۱۳۹۵/۱۱/۱۹ سرایت کرد و در حضور رئیس جمهور و وزرای مربوطه، نگرانی از تصویب و اجرای سند ۲۰۳۰ با صحبت چند تن از اعضای شورا به ریاست جمهوری منتقل شد. در حالیکه انتظار عمومی اعضای شورا بر این بود که با انتقال این دغدغه، روند رای‌گیری و در دستورکار قرار گرفتن توقف و اصلاح سند ۲۰۳۰ آغاز می‌شود اما رئیس‌جمهور این مسئله را به جلسهٔ بعدی موکول می‌کند. جلسه‌ای که تا به امروز تشکیل نشده است.

 

پس از این اتفاق، موضوع سند ۲۰۳۰، با حضور مدیر کل کمیسیون ملی یونسکو در دستور کار ستاد نقشهٔ جامع علمی کشور قرار می‌گیرد. محورهای این جلسه بدین شرح است:

– عدم مشارکت و اطلاع رسانی به شورای عالی انقلاب فرهنگی مورد انتقاد است.

– اسناد آموزشی بالادستی نظام، اسنادی مترقی هستند که کشور را بی‌نیاز از اسناد ابلاغی از سایر جوامع بیگانه می‌کند.

– روند ابلاغ و ترجمهٔ این سند متوقف شود، تا از تداخل و تعارض در نظام آموزشی کشور جلوگیری شود.

– در بسیاری از جملات بیانیهٔ اینچئون عباراتی وجود دارد که نشانگر الزام‌آور بودن بندهایی از این بیانیه می‌شود.

– سکولار بودن و ترویج بی‌دینی، آموزش معلمان به شیوهٔ غربی، اختلاط جنسی، حذف آیات جهاد و ممنوعیت ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و… از جمله موارد اختلافی و متضادی است که این سند با فرهنگ اسلامی ایرانی دارد.

– پذیرش نقش راهبری، نظارت و گزارش‌دهی به یونسکو محکوم می‌شود.

 

در حقیقت با پذیرش این سند علاوه‌بر تغییراتی که در نظام آموزشی کشور پدید می‌آید، این تعهد بوجود می‌آید که مهم‌ترین آمارها و اطلاعات که مربوط به نسل جوان و نوجوان کشور است به صورت گزارش‌های مداوم به نهادهای بیگانه اعلام شود. در پایان این جلسه که با حضور مدیر کل کمیسیون ملی یونسکو برگزار شد، مقرر شد تا اجرای این سند سریعا متوقف شود.

 

سخنان امام خامنه ای درباره 2030
سخنان امام خامنه ای درباره ۲۰۳۰

 

علی رغم این مصوبه بازهم دولت اجرای این سند را متوقف نمی‌کند و ماه‌های آینده هم اجرای آن ادامه می‌یابد تا زمانی که رهبر انقلاب در دیدار با معلمان به اجبار، شخصا به روند اجرای سند ورود می‌کنند و می‌فرمایند: «این سند ۲۰۳۰ سازمان ملل و یونسکو و این حرفها، اینها چیزهایی نیست که جمهوری اسلامی بتواند شانه‌اش را زیر بار اینها بدهد و تسلیم اینها بشود. به چه مناسبت یک مجموعهٔ به‌اصطلاح بین‌المللی‌ای -که قطعاً تحت نفوذ قدرت‌های بزرگ دنیا است- این حق را داشته باشد که برای کشورهای مختلف، برای ملّت‌های گوناگون، با تمدّن‌های مختلف، با سوابق تاریخی و فرهنگی گوناگون، تکلیف معیّن کند که شما باید این‌جوری عمل کنید؟ اصل کار، غلط است. اگرچنانچه با اصل کار شما نمی‌توانید مخالفت بکنید، حدّاقلّش این است که بِایستید بگویید جمهوری اسلامی خودش ممشیٰ دارد، خطّ‌وربط دارد، ما سندهای بالادستی داریم، ما می‌دانیم باید در زمینه‌های آموزش، پرورش، اخلاق، سبک زندگی چه‌کار کنیم؛ احتیاج به این سند وجود ندارد. اینکه ما برویم سند را امضا کنیم و بعد هم بیاییم شروع کنیم بی‌سروصدا اجرائی کردن، نخیر، این اصلاً مطلقاً مجاز نیست.»

 

با این بیانات بود که بلافاصله و به اجبار روند اجرای سند ۲۰۳۰ متوقف شد. از سوی دیگر سند ۲۰۳۰ تعارضات فراوانی با اسناد بالادستی نظام شامل، سند چشم انداز بیست ساله، نقشهٔ جامع علمی کشور، سند تحول بنیادین در آموزش و پرورش و حتی اصول ۷۷و ۱۵۳ قانون اساسی دارد. 

 

* اختلاف در چیست؟

اما در روزهای اخیر، رسانه‌های معاند با انقلاب مبنای مخالفت با سند ۲۰۳۰ را برابری و یکسان‌سازی آموزشی و جلوگیری از رشد کیفی آموزش در سطح کشور بیان کرده‌اند، در حالی‌که ماجرا این نیست، کمااینکه در سند سیاست‌های کلی ایجاد تحول در آموزش و پرورش که رهبر انقلاب در سال ۱۳۹۲ ابلاغ کردند نیز ارتقاء جایگاه آموزش و پرورش به مثابه مهم‌ترین نهاد تربیت نیروی انسانی و مولّد سرمایهٔ اجتماعی در دستور کار قرار گرفته است.

 

به این دلیل که این برنامه بدون در نظر گرفتن مسائل و اقتضائات بومی، فرهنگی و همچنین آرمان‌های ایران اسلامی طراحی شده است. به همین دلیل  اجرا و تعهد به این سند، موجبات تغییر و تعارض فرهنگی و هویتی را در نسل‌های آینده سبب می‌سازد.

 

 آموزش بهانه است

سند ۲۰۳۰ را می‌توان مدخل ورودی برنامهٔ جامع سازمان ملل برای تسلط بر کشورها به بهانهٔ موهوم توسعهٔ پایدار دانست. این برنامه که در ادامهٔ پروژهٔ میلینیوم جهانی است، در چهارمین و مهم‌ترین هدف از اهداف ۱۷ گانهٔ این پروژه، قرار گرفته است. در حقیقت آغاز و نقطهٔ شروع این پروژه با تغییر نظام آموزشی کشورها صورت می‌گیرد، حال آنکه برای رسیدن به جامعهٔ جهانی یکپارچه و مقبول قدرت‌های جهانی، تنها لازم است تا نسل آینده با هویت ملی و مذهبی خود بیگانه شود.

 

در این میان نباید غافل شد که نهادها و سازمان‌های جهانی همواره در راستای هم‌افزایی اطلاعاتی و بازوهای اجرایی ایالات متحده امریکا و هم‌پیمانش در سطح بین‌الملل فعالیت می‌کنند. در حقیقت این برنامهٔ جهانی اهدافی مهم‌تر از صرف تغییر نظام آموزشی را در کشور را دنبال می‌کند و آن تغییر همه‌جانبه در اقتصاد، سیاست، قوانین مدنی و سبک زندگی است، به‌گونه‌ای که در نظام مرکز- پیرامونی جامعهٔ جهانی، ایران به کشوری پیرامونی و تابع جامعهٔ جهانی تبدیل شود.

 

کشوری که با قبول سرکردگی و هژمون یک دولت و فرهنگ خاص، خود را عرضه‌کنندهٔ مواد خام و تأمین‌کنندهٔ نیروی انسانی برای مناسبات جهانی بداند و حق تصمیم‌گیری در عرصهٔ داخلی و بین‌المللی را از خود سلب نماید. بیخود نیست که در این سند، از عبارت «شهروند جهانی» برای تعریف مردمان یک سرزمین استفاده شده است. موضوعی که به مرور، روح استقلال یک ملت را نیز نشانه گرفته و به خطر خواهد انداخت.

منبع : سایت khamenei.ir

 

 

 

[ad_2]

لینک منبع

سخنرانی آیت الله مکارم درباره سند ۲۰۳۰ [دانلود صوت و فیلم کامل]

[ad_1]

سخنرانی آیت الله مکارم درباره سند 2030
سخنرانی آیت الله مکارم درباره سند ۲۰۳۰

 

به گزارش بنیانا ؛ حضرت آیت‌الله العظمی ناصر مکارم شیرازی در ابتدای درس خارج خود که اوائل خرداد برگزار شد و با حضور طلاب و فضلای حوزه علمیه در مسجد اعظم قم برگزار شد، توضیحات زیر را درباره سند ۲۰۳۰ بیان فرمودند که در ادامه می‌آید:

 

 

هدف از بیان این مطالب خدای ناکرده، جسارت به کسی نیست، بلکه بیان توضیحاتی است درباره سند ۲۰۳۰ تا ملت عزیز ما و مسئولین محترم وظیفه خود را درباره آن بدانند و اینکه قبلاً به سراغ آن نرفتم، نخواستم فضای شیرین انتخابات پرشور و امن و امان تحت تأثیر واقع شود.

 

ضمناً قضاوت‌های ما مربوط به خود این سند است و آنچه که در فضاهای مجازی منتشر کرده و نسبت داده اند مورد نظر ما نیست.

 

نخست به سراغ تاریخچه این سند می‌رویم. در اولین ماده آن که به عنوان مقدمه است می‌خوانیم: ما رؤسای دولت‌ها و کشورها و نمایندگان عالی‌رتبه که به مناسبت هفتادمین سالروز تاسیس سازمان ملل متحد از ۲۵ تا ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۵ در مقر آن در نیویورک گردهم آمده‌ایم، در مورد اهداف جدیدی برای توسعه پایدار توافق کردیم (یعنی تعهد کرده‌ایم).

 

در ماده ۲ می‌گوید ما به نیابت از مردمی که به آن‌ها خدمت می‌کنیم در مورد مجموعه‌ای از اهداف جامع، فراگیر و مردم محور جهانی و دگرگون کننده تصمیمی تاریخی اتخاذ کرده‌ایم، سپس اضافه می‌کند ما متعهد می‌شویم که برای تحقق کامل این دستور تا سال ۲۰۳۰ (۱۵ سال دیگر) بدون وقفه تلاش کنیم.

 

این سند دارای ۵۹ بند و ۱۷ هدف است که بسیاری از آن اهداف زیبا و انسانی است ولیکن مجموع آن تثبیت نظام سلطه است.

 

در هدف چهارم و پنجم می‌خوانیم:

 

تضمین آموزش با کیفیت برابر و فراگیر و ترویج فرصت‌های یادگیری مادام العمر برای همه و دستیابی به تساوی جنسیتی و توانمندسازی همه زنان و دختران.

 

و در اصل هشتم از اصول پنجاه‌ونه‌گانه این سند می‌خوانیم: ما به جهانی می‌اندیشیم که در همه جای آن حقوق بشر و کرامت انسانی محترم شمرده شده… و در آن همه زنان و دختران به طور همه جانبه تساوی جنسیتی را درک کنند و همه موانع حقوقی، اجتماعی و اقتصادی موجود بر سر راه توانمندسازی آنان از میان برداشته شود. در اینجا توجه به چند نکته لازم است:

 

*سند ۲۰۳۰ یک عهدنامه است

 

  1. این سند همان‌طور که از مقدمه‌اش پیداست در واقع یک عهدنامه است برای برنامه‌های آموزشی و اقتصادی و اجتماعی و غیر آن، در پانزده سال در جهان. یعنی عده‌ای نشسته‌اند برای مردم دنیا تصمیم گرفته‌اند که فرهنگ سکولار غرب را در همه جا پیاده کنند و به گفته خودشان، هدفشان دگرگون ساختن جهان ماست.

 

سؤال این است آیا ما باید بنشینیم تا دیگران درباره ۱۵ سال، تمام شئون زندگی ما (توجه داشته باشید سند مخصوص آموزش نیست به همه مسائل حتی محیط زیست و مسائل اقتصادی و غیر آن نظر دارد) تصمیم بگیرند و ما هم با اینکه می‌توانیم آن را نپذیریم، چون صورت تخییر دارد آن را بپذیریم و قبول کنیم. با اینکه برای تحول آموزشی و سایر امور کشور خودمان برنامه داریم. آیا این پیروی، پذیرش نظام سلطه و قیومیت دیگران نیست؟

 

  1. مهم این است که وقتی این سند را پذیرفتیم باید گزارش سالانه تمام این امور را به آن‌ها بدهیم. یعنی آن‌ها مثلاً ۱۲۰ سؤال درباره مسائل مختلف درباره تمام شئون کشور ما مطرح می‌کنند و می گویند پاسخگو باشید. اگر پاسخ دروغ بگوییم واویلا، اگر راست بگوییم از تمام شئون کشور ما باخبر می‌شوند (جاسوسی آشکار). فراموش نکنید که از متولیان اصلی این سند یونسکو است که بخش فرهنگی سازمان ملل است و همیشه دولت‌های سلطه‌گر جاسوس‌هایی در آن داشته و دارند، مانند سایر نهادهای جهانی.

 

*استثناء و شروطی که در ذیل ۲۰۳۰ نوشته می‌شود تا آنجا اعتبار دارد که با روح این سند مخالفت نداشته باشد

 

  1. آقایان می‌گویند ما هنگام پذیرش این سند زیر آن نوشته‌ایم ما تا آنجا این سند را قبول داریم که با فرهنگ و مذهب ما سازگار باشد، راست می‌گویند این را نوشته‌اند و در نامه‌ای که به امضاء سه وزیر نوشته شده، خدمت مقام معظم رهبری ارسال داشته‌اند و رونوشت آن نامه را نیز برای ما فرستاده‌اند؛ ولی به این نکته گویا توجه نفرموده‌اند که تنظیم کنندگان این سند معتقدند استثناء و شروطی که در ذیل آن نوشته می‌شود تا آنجا اعتبار دارد که با روح این سند مخالفت نداشته باشد؛ درست نظیر آنچه ما در باب شرایط ضمن العقد می‌گوییم که اگر شرط برخلاف مقتضای عقد باشد پذیرفته نیست. مسلّماً آنها می‌گویند اینکه شرط کرده‌اید برخلاف مذهب و فرهنگ و نظام شما نباشد این برخلاف روح این سند است. این سند آزادی کامل برای همه جنسیت‌ها می‌خواهد و برای همه مذاهب. بنابراین این ملاحظه و شرط شما پذیرفته نیست. در نتیجه معیار همان متن سند است منهای حاشیه‌ها.

 

  1. الفاظی در این سند بکار برده شده که معنی آن را آن‌ها بر طبق اصطلاح خودشان تفسیر می‌کنند، مثلاً واژه خانواده، آن‌ها معتقدند خانواده هم خانواده‌های معمولی را در بر می‌گیرد، هم خانواده‌های همجنس‌گرا را یا واژه خشونت که بسیاری از عقاید و افعال مذهبی، را به نظر آن‌ها شامل می‌شود. آنها سپاه و بسیج ما را مصداق خشونت می دانند.

 

  1. این سؤال برای همه مطرح است که چرا این سند بی‌سر و صدا به آموزش و پرورش داده شد و چندین کارگروه برای اجرای آن در آموزش و پرورش انتخاب شدند و گفته می‌شود در بعضی از جاها نیز به اجرا درآمده. متولی اصلی این گونه اسناد شورای عالی انقلاب فرهنگی است، ما با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی صحبت کردیم که آیا این سند را به شما داده‌اند و بررسی و تصویب کرده‌اید؟ گفتند: ابداً، چنین چیزی نبوده. به علاوه چرا مجلس و بالاتر از آن رهبر انقلاب را در جریان نگذاشتند؟ این سؤالی است که جواب آن آسان نیست.

 

  1. در این سند درباره کمک به کودکان و پایان دادن فقر در همه اشکال آن و در همه جا تصریح شده، از جمله در هدف ۲ از اهداف هفده‌گانه می‌خوانیم پایان دادن به گرسنگی، تامین امنیت غذایی و تغذیه بهتر و توسعه کشاورزی پایدار.

 

تصویب کنندگان این سند در این دو سال که از عمر آن می‌گذرد، کدام قدم برای محرومیت‌زدایی از کودکان گرسنه یمن برداشته‌اند. کودکانی که گرفتار بیماری وبا و کمبود دارو و تغذیه هستند و چگونه نتوانستند گامی برای محاصره اقتصادی یمن و غزه بردارند تا مردم این مناطق بتوانند از تغذیه سالمی برخوردار باشند.

 

چه کمکی به ویرانی‌های سوریه و عراق کردند. اگر هدف دگرگون ساختن جهان است که تیتر این سند می‌باشد، چه قدمی برای دگرگونی در این دو سال برداشتند؟ آیا این‌ها دلیل بر آن نیست که هدف اصلی چیز دیگری است. بنابراین باید اعتراف کرد که این سند برخلاف ظاهر پاره‌ای از قسمت‌های آن دامی است حساب شده برای ملت‌های جهان که آن‌ها را در زیر سلطه خود درآورند و فرهنگ و مذهب آن‌ها را دگرگون سازند.

صوت سخنرانی آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی درباره سند ۲۰۳۰ را در ادامه بشنوید

http://bayanbox.ir/download/2768598419602070268/ayatollah-makarem-2030.mp3

دانلود  (۱۰مگابایت)

 

ویدیو : سخنان آیت الله مکارم درباره سند ۲۰۳۰ 

دانلود (حجم ۴۰ مگابایت) | لینک کمکی 

 

 

[ad_2]

لینک منبع

کمک به دولت برای اجرای سند ۲۰۳۰ با شایعات بی اساس +ویدیو

[ad_1]

کمک به دولت برای اجرای سند 2030 با شایعات بی اساس
کمک به دولت برای اجرای سند ۲۰۳۰ با شایعات بی اساس

 

 

این روزها سند ۲۰۳۰  نقل محافل سیاسی، انتخاباتی و حتی بسیاری از خانواده‌ها شده است. زمانی هم این موضوع به سوژه نخست مردم و رسانه‌ها و چهره‌های سیاسی تبدیل شد که رهبر انقلاب در دیدار چندهفته پیش خود با معلمان به انتقاد از این سند پرداخته و تاکید کردند اجرای این سند باید متوقف شود. شاید تا پیش از این سخنرانی بسیاری از مردم و حتی مسوولان هم از وجود این سند اطلاعی نداشتند.

 

در رسانه‌های مختلف شایعات زیادی در خصوص سند ۲۰۳۰  شنیده می‌شود. سندی که می‌گویند بر اساس آن قرار است به دانش‌آموزان تجاوز شود یا مثلاً تغییراتی در کتب درسی جدید انجام شده و درس‌هایی چون شهید فهمیده و اشعاری با مضمون شهید از کتاب‌های درسی حذف شده‌اند؛ اما واقعیت آن است که این انتقادها بیش از آنکه جلوی اجرای این سند را بگیرد؛ به دولت کمک خواهد کرد تا با رد این شایعات بتواند استدلال منتقدان ۲۰۳۰ را تضعیف کرده و از اصل این سند دفاع کند.

 

به‌طور مثال از سال ۹۱ هیچ تغییری در کتاب درسی و اشعار آقای مصطفی رحماندوست رخ نداده و حتی تا پیش از سال ۹۱ اشعار حماسی این شاعر در کتاب درسی حذف شده بود و دوباره از سال ۹۱ این اشعار با حذف چند بیت به کتاب درسی برگشت. یعنی حذف این بیت‌های خاص شهدا حداقل در دولت فعلی و بر اساس ۲۰۳۰ رخ نداده است.

 

در واقع در سند ۲۰۳۰  هیچ‌جا به صراحت در خصوص همجنسگرایی و تجاوز سخنی به میان نیامده است؛ اما مفاهیمی از خانواده و مبارزه با خشونت ارائه می‌شود که قطعاً در نگاه مؤلف این سند (یونسکو) خانواده با تعریف جامعه ما تفاوت اساسی دارد و بسیاری از مفاهیم ارزشی و حماسی و انقلابی در جامعه ما مصداق همان خشونت در سند ۲۰۳۰ است.

 

بعد از انتخابات، آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی در درس خارج خود با اشاره به سند ۲۰۳۰ و با بیان اینکه این متن توسط سه نفر ترجمه، ویراست و به بنده ارائه شده است، گفت: هدف از بیان این مطالب جسارت به کسی نیست بلکه بیان توضیحاتی در مورد این سند است تا ملت و مسوولان وظیفه خود را در مورد آن بدانند و اگر قبل از انتخابات سراغ آن نرفتیم، نخواستیم انتخابات پرشور و امن و امان مخدوش شود. این سند دارای ۵۹ بند و ۱۷ هدف دارد که بسیاری از آن زیبا و انسانی است و انسان از آن لذت می‌برد ولی مجموع آن تثبیت نظام سلطه است و در لابه‌لای آن مسائل خود را جاسازی کرده‌اند.

 

این مرجع تقلید با اشاره به اهداف چهارم و پنجم این سند مبنی بر ترویج فرصت‌های یادگیری مادام‌العمر برای همه و برابر و دستیابی به تساوی جنسیتی و توانمندسازی همه زنان و دختران تصریح کرد: گفته‌اند ما به جهانی می‌اندیشیم که همه زنان و دختران به‌طور همه‌جانبه تساوی جنسیتی را درک کرده و همه موانع حقوقی، اقتصادی و … را از میان راه برداریم.

 

آیت‌الله مکارم شیرازی با اشاره به ملاحظات خود عنوان کرد: این سند عهدنامه و شامل برنامه‌های مختلف آموزشی، محیط‌زیست و اقتصادی و… است و عده‌ای تصمیم گرفته‌اند تا فرهنگ سکولار غرب را در همه‌جا پیاده کنند و هدفشان نیز دگرگون کردن جهان است ولی سؤال این است که آیا ما باید بنشینیم تا دیگران برای ۱۵ سال دیگر شئون زندگی ما تصمیم بگیرند؟

ما خودمان برنامه تحول آموزشی و اقتصادی و کوتاه و بلندمدت داریم و آیا این پیروی پذیرش نظام سلطه نیست؟ مساله دیگر این که باید گزارش سالانه این امور را هم به آن‌ها بدهیم؛ ۱۲۰ سؤال در مورد تمام شئون کشور آماده می‌کنند و باید جواب بدهیم و چه جاسوسی از این بهتر؟ جاسوسی آشکار!

 

اما این مرجع تقلید با اشاره به توجیه دولت در خصوص امضای این تعهدنامه و حفظ اصول مذهبی و فرهنگی ایران در زمان اجرای سند ۲۰۳۰  گفت: آقایان می‌گویند ما هنگام پذیرش این سند زیر آن نوشته‌ایم که ما تا جایی قبول داریم که با فرهنگ و مذهب ما سازگار باشد که راست می‌گویند و نوشته و به مقام معظم رهبری هم ارسال کرده‌اند و رونوشتی هم به ما داده‌اند؛

ولی این افراد توجه نکرده‌اند که آنها می‌گویند شرایط شما را تا جایی می‌پذیریم که بر خلاف روح سند نباشد درحالی‌که ما یک کشور مذهبی و دارای شرایط و فقه خاصی هستیم و این تشکیلات با روح سند سکولار نمی‌سازد و چگونه قبول کنیم که آن را اجرا کنیم.

 

آیت‌الله مکارم با بیان اینکه شرایط ایران معیار قرار نمی‌گیرد تصریح کرد: الفاظی در این سند به کار رفته است که معنی آن بر طبق برداشت خود آنان تفسیر می‌شود؛ مثلاً از خانواده صحبت می‌شود ولی آنان همجنس‌بازها را هم خانواده می‌دانند؛ یا خشونت که آنان سپاه و بسیج ما را هم خشن می‌دانند زیرا مفسر این الفاظ خود آنان هستند.

 

این سؤال برای همه مطرح است که چرا این سند بدون سر و صدا به آموزش و پرورش داده شده و چند کارگروه نیز برای آن انتخاب و گفته شده در برخی جاها نیز اجرا شده درحالی‌که متولی اصلی آن شورای انقلاب فرهنگی است؛ بنده با چند عضو این شورا صحبت کردم ولی از ماجرا خبری نداشتند؛ به‌علاوه چرا مجلس با خبر نشد و بالاتر از آن چرا رهبری را در جریان نگذاشتید؟

 

اما این سند ۲۰۳۰ چه زمانی تصویب شده و چرا هیچ‌کس از اجرا و تصویب آن اطلاع نداشته است؟

پایگاه حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای (Khamenei.ir) در گزارشی تفصیلی به روند اجرا و تصویب پنهانی این سند اشاره کرده و می‌نویسد: «در جلسه مورخ ۲۵ شهریورماه سال ۹۵ هیات دولت، اجرای سند ۲۰۳۰  با تشکیل کارگروهی، الزامی می‌شود. این کارگروه موظف می‌شود که برنامه‌های اجرایی این سند را به سایر دستگاه‌های مربوطه ابلاغ کند و بر اجرای آن نظارت داشته باشد.

 

نخستین واکنش رسمی به این مصوبه هیات دولت، چهار ماه پس از اجرایی شدن آن صورت می‌گیرد، زمانی که ستاد نقشه جامع علمی کشور در جلسه هشتاد و هشتم خود، با گلایه از عدم اطلاع‌رسانی دولت به شورای عالی انقلاب فرهنگی، نگرانی خود را از تصویب و اجرای این سند اعلام می‌کند.

 

با ادامه یافتن اجرای این سند و عدم پاسخگویی مسوولان مربوطه، این نگرانی به صحن عمومی شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه ۱۹ بهمن سال ۹۵ سرایت کرد و در حضور رییس جمهور و وزرای مربوطه، نگرانی از تصویب و اجرای سند ۲۰۳۰ با صحبت چند تن از اعزّای شورا به ریاست جمهوری منتقل شد.

 

در حالی که انتظار عمومی اعضای شورا بر این بود که با انتقال این دغدغه، روند رأی‌گیری و در دستورکار قرار گرفتن توقف و اصلاح سند ۲۰۳۰ آغاز می‌شود اما رییس‌جمهور این مساله را به جلسه بعدی موکول می‌کند. جلسه‌ای که تا به امروز تشکیل نشده است.»

 

هرچند که چندی بعد در جلسه‌ای که با حضور مدیر کل کمیسیون ملی یونسکو برگزار شد، مقرر شد تا اجرای این سند سریعاً متوقف شود؛ اما به‌رغم این مصوبه بازهم دولت اجرای این سند را متوقف نمی‌کند و ماه‌های آینده هم اجرای آن ادامه می‌یابد تا زمانی که رهبر انقلاب در دیدار با معلمان به اجبار، شخصاً به روند اجرای سند ورود می‌کنند و می‌فرمایند: «این سند ۲۰۳۰ سازمان ملل و یونسکو و این حرف‌ها، این‌ها چیزهایی نیست که جمهوری اسلامی بتواند شانه‌اش را زیر بار اینها بدهد و تسلیم اینها بشود… ما سندهای بالادستی داریم، ما می‌دانیم باید در زمینه‌های آموزش، پرورش، اخلاق، سبک زندگی چه‌کار کنیم؛ احتیاج به این سند وجود ندارد. اینکه ما برویم سند را امضا کنیم و بعد هم بیاییم شروع کنیم بی‌سروصدا اجرایی کردن، نخیر، این اصلاً مطلقاً مجاز نیست.»

با این بیانات بود که بلافاصله و به اجبار روند اجرای سند ۲۰۳۰ متوقف شد.

 

همچنین این سایت به صراحت در پایان گزارش خود می‌نویسد: «سند ۲۰۳۰ تعارضات فراوانی با اسناد بالادستی نظام شامل، سند چشم‌انداز ۲۰ ساله، نقشه جامع علمی کشور، سند تحول بنیادین در آموزش و پرورش و حتی اصول ۷۷ و ۱۵۳ قانون اساسی دارد.» که این گزارش و روشنگری‌های متعدد در این زمینه نشان می‌دهد که این نگرانی وجود دارد که با استناد به شایعات بخواهد بر نظر خود تاکید کرده و منتقدان ۲۰۳۰  را متکی بر شایعات معرفی کند.

 

اما در روزهای اخیر، رسانه‌های معاند با انقلاب مبنای مخالفت با سند ۲۰۳۰ را برابری و یکسان‌سازی آموزشی و جلوگیری از رشد کیفی آموزش در سطح کشور بیان کرده‌اند، درحالی‌که ماجرا این نیست، کما اینکه در سند سیاست‌های کلی ایجاد تحول در آموزش و پرورش که رهبر انقلاب در سال ۱۳۹۲ ابلاغ کردند نیز ارتقاء جایگاه آموزش و پرورش به مثابه مهم‌ترین نهاد تربیت نیروی انسانی و مولّد سرمایه اجتماعی در دستور کار قرار گرفته است.

 

به این دلیل که این برنامه بدون در نظر گرفتن مسائل و اقتضائات بومی، فرهنگی و همچنین آرمان‌های ایران اسلامی طراحی شده است. به همین دلیل اجرا و تعهد به این سند، موجبات تغییر و تعارض فرهنگی و هویتی را در نسل‌های آینده سبب می‌سازد.

 

سند ۲۰۳۰ را می‌توان مدخل ورودی برنامه جامع سازمان ملل برای تسلط بر کشورها به بهانه موهوم توسعه پایدار دانست. این برنامه که در ادامه پروژه میلینیوم جهانی است، در چهارمین و مهم‌ترین هدف از اهداف ۱۷ گانه این پروژه، قرار گرفته است. در حقیقت آغاز و نقطه شروع این پروژه با تغییر نظام آموزشی کشورها صورت می‌گیرد، حال آنکه برای رسیدن به جامعه جهانی یکپارچه و مقبول قدرت‌های جهانی، تنها لازم است تا نسل آینده با هویت ملی و مذهبی خود بیگانه شود.

 

در این میان نباید غافل شد که نهادها و سازمان‌های جهانی همواره در راستای هم‌افزایی اطلاعاتی و بازوهای اجرایی ایالات متحده آمریکا و هم‌پیمانش در سطح بین‌الملل فعالیت می‌کنند. در حقیقت این برنامه جهانی اهدافی مهم‌تر از صرف تغییر نظام آموزشی را در کشور را دنبال می‌کند و آن تغییر همه‌جانبه در اقتصاد، سیاست، قوانین مدنی و سبک زندگی است، به‌گونه‌ای که در نظام مرکز- پیرامونی جامعه جهانی، ایران به کشوری پیرامونی و تابع جامعه جهانی تبدیل شود.

 

کشوری که با قبول سرکردگی و هژمون یک دولت و فرهنگ خاص، خود را عرضه‌کننده مواد خام و تأمین‌کننده نیروی انسانی برای مناسبات جهانی بداند و حق تصمیم‌گیری در عرصه داخلی و بین‌المللی را از خود سلب کند. بی‌دلیل نیست که در این سند، از عبارت «شهروند جهانی» برای تعریف مردمان یک سرزمین استفاده شده است. موضوعی که به مرور، روح استقلال یک ملت را نیز نشانه گرفته و به خطر خواهد انداخت.

 

منبع: روزنامه صبح نو (شماره ۲۴۴)

 

 

ویدیو : همه چیز در مورد اجرای سند ۲۰۳۰ و خیانت دولت در آموزش و پرورش فرزندان ایران

دانلود (۱۰مگابایت)

 

ویدیو: شواهدی تکان دهنده از نگاه دولت حسن روحانی به مفاهیم سند ۲۰۳۰ 

دانلود(۱۰مگابایت)

 

[ad_2]

لینک منبع

چگونه زن و شوهری صمیمی باشیم ؟ ؛معجزه جملات عاشقانه در زندگی

[ad_1]

جادوی کلمات در روابط با همسرتان را شوخی نگیرید. حرف‌های شما و حسی که برای او ایجاد می‌کند می‌تواند آنقدر تأثیرگذار باشد که زندگی‌تان را متحول کند

 

حرف‌هایی که در کنار رفتار مناسب شما به همسرتان قشنگ‌ترین حس‌ها را می‌دهد و عشق شما را در قلبش تثبیت می‌کند. شما نیاز دارید تا همسرتان را بشناسید و به مرور زمان جملات خاص خود او را پیدا کنید نه فقط جملاتی که جنبه عمومی دارد و بیشتر افراد از شنیدن آنها خوشحال می‌شوند.

 

چگونه زن و شوهری صمیمی باشیم
چگونه زن و شوهری صمیمی باشیم

 

آقایان اینگونه حرف بزنند

دوستت دارم، همین

خانم‌ها به شنیدن جملات عاشقانه نیاز دارند. این جملات و کلمات مانند کوهی از انرژی می‌تواند بدترین شرایط و حال‌شان را به بهترین شکل ممکن تغییر دهد. فکر نکنید اگر سن و سالی از آنها گذشته یا مشغول زندگی و تربیت بچه‌ها هستند دیگر شنیدن دوستت دارم، حال و هوای‌شان را بهاری نمی‌کند.

 

همسرتان می‌داند چه جایگاهی در قلب و زندگی شما دارد اما وقتی با کلماتی ساده به او می‌گویید که چقدر برای‌تان مهم است، خستگی تمام روز را از تنش به در می‌کنید. پیامبر اکرم(ص) فرموده‌اند: «این سخن مرد که به همسرش بگوید تو را دوست دارم، هرگز از قلب همسرش خارج نخواهد شد».

 

می‌توانید آزمایش کنید. یک‌بار که همسرتان چندان سر حال نبود وحس کردید از چیزی دلخور است یا حوصله ندارد، به او جملات عاطفی بگویید؛ مثلا بگویید که از بودنش در زندگی‌تان راضی هستید و خدا را به‌خاطر داشتنش شکر می‌کنید. یا خیلی ساده و آرام بگویید که دوستت دارم.

 

 

خودتان نتیجه‌اش را خواهید دید.

تعریف‌های عاشقانه

تعریف و تمجید می‌تواند همسرتان را شاد و خوشحال کند، رضایت او را از کنار شما بودن بالا ببرد و کاری کند که حس اعتماد به‌نفسش بیشتر شده و طوری رفتار کند که تعریف‌های شما ثابت شود.

 

البته تعریف‌های اغراق گونه و غیرواقعی، دلچسب نیست اما می‌توانید با نگاه مثبت بیشتری نگاه کنید و خوبی‌هایی که حتما در شریک زندگی‌تان وجود دارد را ببینید وبا صدای بلند به او بگویید. اگر امشب غذایش خیلی خوشمزه شده، سر سفره و مقابل بچه‌ها بر این نکته تأکید کنید.

 

اگر خانه‌تان منظم است، همسرتان خوش لباس است، رنگ موی جدیدش زیباترش کرده ومهربانی‌اش را دوست دارید، حتما به او بگویید. در خلوت‌تان این کار را انجام دهید و در مقابل دیگران هم فکر نکنید تعریف از همسرتان کار اشتباهی است.

 

وقتی مهمان دارید، غذا که تمام می‌شود شما هم از پذیرایی و دستپختش تعریف کنید. مقابل خانواده‌تان از خوبی‌های او بگویید.تعریف‌های ساده و واقعی شما برای همسرتان بسیار دوست‌داشتنی خواهد بود.

 

من هستم، نگران نباش

داشتن مردی که بلد است چگونه حس امنیت را در قلب همسرش ایجاد کند، یکی از بزرگ‌ترین عوامل ایجاد خوشبختی در زندگی یک زن است؛ مردی که می‌تواند کارها را سرو سامان دهد و حضورش به معنی آرامش است.

 

شما برای ایجاد این حس، علاوه بر اینکه نیاز دارید که واقعا حمایتگر باشید، باید به همسرتان در قالب کلمات بفهمانید که کنارش هستید، کمکش می‌کنید و همه‌چیز تحت کنترل‌تان خواهد بود. اینکه امکانات را برای او فراهم می‌کنید به تنهایی کافی نیست، وقتی مضطرب است و نگران چیزی است، گفتن یک جمله ساده «من هستم، از چیزی نترس» بخش زیادی از دلشوره‌های او را از بین می‌برد.

درست است شنیدن جملات عاشقانه برای زنان حیاتی است اما حرف‌های مردانه شما آرامش بیشتری را به او هدیه می‌دهد.

 

 

خانم‌ها اینگونه حرف بزنند

تشکر با قشنگ‌ترین کلمات

وقتی همسرتان کارهای مردانه‌اش را انجام می‌دهد، پیش خودتان نگویید به وظیفه‌اش عمل کرده و نیازی به تشکر نیست. فکر نکنید مردتان به‌خاطر دست‌های قوی و توانایی‌های مردانه‌اش نیازی به شنیدن تشکر ندارد. در ازای هر قدمی که برای شما و زندگی مشترک‌تان برمی‌دارد، از او تشکر کنید.

 

به او بفهمانید متوجه هستید که برای شما چه کارهایی انجام می‌دهد. یک مرد هر قدر هم که قوی باشد و خود را بی‌نیاز از اینگونه جملات نشان دهد بازهم درون خود دوست دارد که توسط همسرش دیده شده و از کارها و خدماتش قدردانی شود.

 

جملات ساده‌ای مانند: ممنون که مرا صبح‌ها تا ایستگاه می‌رسانی، متشکرم که با تمام خستگی ات خریدهای خانه را انجام می‌دهی و جملات ساده‌ای که نشان‌دهنده قدردانی شماست، برای او بسیار انرژی‌بخش خواهد بود. توانایی تشکر کردن از دیگران از چیزهایی است که به آن سفارش شده‌ایم.

 

امام سجاد(ع) می‌فرمایند: «روز قیامت، خداوند متعال به بعضی از بندگانش می‌گوید: آیا شکر فلان کس را به‌جای آوردی؟ عرض می‌کند: پروردگارا! من شکر تو را به جای آوردم. خداوند می‌فرماید: چون شکر او را به جا نیاوردی شکر مرا هم به جا نیاورده‌ای!» سپس می‌فرمایند: شکرگزارترین شما در پیشگاه خدا کسی است که از نعمت‌ها و زحمات مردم بیشترین قدردانی و شکرگزاری را به عمل آورد. پس این نکته را از خانه خود شروع کنید.

 

چگونه زن و شوهری صمیمی باشیم
چگونه زن و شوهری صمیمی باشیم

 

ابرمرد زندگی من

یکی از نیازهای روحی مردانه که باید برآورده شود تا شما با چشمان خودتان ببینید یک مرد تا چه حد می‌تواند حمایتگر، مؤثر و دوست‌داشتنی باشد، این است که حس کند ابرمرد زندگی همسرش است. بداند در نگاه شریک زندگی‌اش تکرار نشدنی است وشما به‌عنوان همسر او اعتقاد دارید بهترین مرد دنیا در کنارتان هست.

 

اینکه هر آدمی مشکلاتی دارد و هیچ‌کس گل بی‌عیب نیست را همه قبول دارند اما حتما شنیده‌اید که «اگر در دیده مجنون‌نشینی/ به غیراز خوبی لیلی نبینی». مهم این است مرد زندگی‌تان بداند در نگاه شما بهترین انتخاب بوده و خواهد بود. به او بگویید که قوی و قابل اتکاست و دنیای‌تان بدون او چیز بزرگی کم دارد؛ چیزی مانند یک حامی مهربان برای تمام لحظات زندگی.

 

به تو افتخار می‌کنم

به همسرتان در موقعیت‌های مختلف نشان دهید که به او افتخار می‌کنید و این را نه‌تنها از دیگران مخفی نمی‌کنید بلکه با کمال میل نشان می‌دهید که بهترین مرد دنیا شریک زندگی شماست. خوب است بعضی وقت‌ها بی‌بهانه و خیلی ساده به او بگویید که به او و بودنش افتخار می‌کنید و گاهی هم دنبال موقعیت‌هایی باشید که مقابل چشم همسرتان این را به دیگران هم بگویید.

 

یک آقا وقتی متوجه می‌شود همسرش در مقابل دیگران از او تعریف کرده و اعتراف می‌کند زندگی در کنارش بسیار لذتبخش است، احساس غرور خواهد کرد و کسی که این حس را به او هدیه داده همیشه در دلش باقی می‌ماند. نیازی به نقش بازی‌کردن نیست، خوب به همسرتان دقت کنید، نکات زیادی دارد که می‌توانید به آنها افتخار کنید و با بیان آن، او را به سمت بهتر شدن سوق دهید.

گردآورنده : ندا داوودی (همشهری دو)

 

 

ویدیو : به همین سادگی 

دانلود ( حجم : ۵ مگابایت)

فیلم کوتاه “به همین سادگی” به کارگردانی سامان غنائمی تولید شده در “کات” (کارگاه تجربه #باشگاه_فیلم_سوره) به مناسبت ماه مبارک رمضان

 

 

[ad_2]

لینک منبع

ترفندهایی برای تحمل گرما در تابستان

[ad_1]

ترفندهایی برای تحمل گرما در تابستان
ترفندهایی برای تحمل گرما در تابستان

 

هوا گرم شده است، مگر انتظار دیگری دارید؟

به جای این همه غرزدن و گلایه از هوای گرم، عزم‌تان را جزم‌کرده و شال و کلاه کنید و به مقصد خنکا بروید. کجا؟ هر کجایی که خنک باشد؟ شهرکرد، آذربایجان، کردستان و… البته گزینه‌های خوبی هستند، ولی باور کنید مجبور نیستید به‌خاطر فرار از گرما، این همه هزینه کنید و این همه راه بروید. یادتان باشد که اطلاعات، قدرت است.

 

پس اگر شما هم از گردشگاه‌ها و ییلاق‌ها و جاهای خنک و گردشگری خنک‌محور اطراف محل زندگی‌تان اطلاعات کافی داشته باشید، می‌توانید از گرما فرار کنید و به امکاناتی برسید که خنکا را به شما هدیه می‌دهند. البته چون ماه مبارک رمضان هم شروع شده برای بعد از افطار می‌توانید روی این مکان‌های خنک حساب کنید.

 

تنها کافی است اهل کسب اطلاعات از این حوزه‌ها باشید تا ببینید که می‌شود یا نه. پس به جای غرغر کردن و گلایه از گرما و آفتاب، شال و کلاه کنید و به این جاهایی که می‌گوییم، سری بزنید. یک گردش کم‌دردسر و نزدیک، در انتظار شماست و گرمایی که از سرتان، کم خواهد شد.

 

 

استخرها؛ تن در آب‌های خنک

فرهنگسراها، مجموعه‌های ورزشی، هتل‌ها، استخرهای مستقل و… جزو جاهایی هستند که در آنها، می‌توانید بلیتی تهیه کرده و یکی دو ساعتی را، دل به آب بزنید. فقط بالاغیرتاً، بهداشت را در این استخرها رعایت کنید تا نه برای شما، نه برای دیگران، هیچ مشکلی پیش نیاید. خیلی دقت کنید که از راه بینی و دهان، آب آلوده را وارد بدن‌تان نکنید.

 

وقتی که شنا کردنتان تمام شد، یک دوش درست و حسابی بگیرید. درضمن تفریحات آبی، تنها به استخر رفتن و شناکردن خلاصه نمی‌شود. گاهی وقت‌ها، یک تفنگ آبپاش می‌توانید بگیرید و بیفتید به جان رفقا و اعضای خانواده و بچه‌هایتان. این هم می‌شود یک تفریح آبی که هم خنک‌تان می‌کند، هم آدرنالین خون‌تان را بالا می‌برد.

 

روددره‌ها؛ آرامش در شمال شهر

روددره‌ها همانطور که از اسمش پیداست، از همسایگی رودها و دره‌ها ایجاد می‌شوند. لابد به یکی دوتایی از این روددره‌ها سفر کرده‌اید. مثلا در تهران، این روددره‌ها بیشتر در نواحی شمالی واقع شده‌اند و آخر هفته‌ها، مخصوصا در روزهای گرم، افراد زیادی را پذیرا هستند.

 

روددره‌های فرحزاد، درکه، اوین، دارآباد، گرمدره و کن، روستاهایی هم به نام خودشان داشته‌اند که حالا بخشی از شهر شده‌اند. سفر به این روددره‌ها، خیلی ساده است. کافی است خودتان را به شمال تهران برسانید؛ به میدان تجریش یا قدس.

 

حالا هم که مترو راه افتاده، به چشم به هم‌زدنی می‌توانید به میدان قدس و تجریش برسید. چشمه‌ها، آبشارهای طبیعی، مناظر طبیعی و جایی که بتوان زیرانداز را پهن کرد و از خنکای هوا لذت برد، از امکانات طبیعی چنین روددره‌هایی است.

 

دریاچه‌ها؛ سفر به ساحل آرامش

تهران، هم دریاچه طبیعی دارد، هم دریاچه مصنوعی. دریاچه‌ها هم که دیگر خودتان بهتر می‌دانید، جان می‌دهد برای یک گردشگری خنک. هم می‌توانید در کنارشان، تابستان‌های خنکی را تجربه کنید؛ هم می‌توانید اگر شنا بلد هستید و البته اگر اجازه‌اش وجود داشت، تنی به آب هم بزنید. دریاچه‌های تار و هویر در اطراف تهران گزینه مناسبی است.

 

دریاچه‌های سدمحور امیرکبیر در جاده کرج به چالوس، لتیان در شمال‌شرقی تهران و لار در ۸۴کیلومتری شمال تهران، جزو گزینه‌های مناسب هستند که بعضا امکانات اسکی، شنا، قایق‌سواری و… هم دارند. جدا از اینها، دریاچه‌های مصنوعی شهدای خلیج‌فارس در چیتگر و فشافویه در جنوب تهران که بهشت اسکی‌سوارهاست، نیز جزو دریاچه‌های مصنوعی پایتخت هستند.

 

 

ییلاقات اطراف تهران؛ سفر به طبیعت

تهران و بسیاری از شهرهای نسبتا گرم این روزها، ییلاقات خوبی هم دارد که می‌توانید سری به آنها بزنید. در تهران معروف‌ترین آنها، روستای آهار در شمال تهران است که آبشار و امامزاده‌اش معروف است. باغ‌های خوبی هم دارد. اگر می‌خواهید به این روستا برسید، باید از جاده لشکرک به سمت فشم رفته.

 

سپس حاجی‌آباد و اوشان و بعد، روستای آهار. منطقه لواسانات در شمال‌شرقی تهران هم، جای مناسبی است؛ خاصه اگر به روستاهایش سری بزنید. باغ‌های شهریار در جنوب‌غربی پایتخت و نیز مناطق ییلاقی و روستاهای کرج را هم می‌توانید به این فهرست اضافه کنید؛ جاهایی مثل کردان، روستای آبگرم لاریجان، منطقه اطراف اول جاده کرج به چالوس که نزدیک تهران هم هست و… ازجمله این مناطق هستند.

 

 

پارک‌های جنگلی؛ زیر سایه خنک درختان

وقتی انسان‌ها تصمیم بگیرند جنگل را به شهر پیوند بزنند، چیزی به نام پارک جنگلی متولد می‌شود. پارک‌های جنگلی، نه چیزی مثل بوستان‌های شهری هستند، نه چیزی شبیه به جنگل‌ها. برای سفر خنک و گذراندن یک روز خوب در آنها نیز، گزینه‌های خوبی محسوب می‌شوند؛ خاصه اینکه امکانات خوبی هم دارند.

 

با سفر به این پارک‌های جنگلی می‌توانید زیر سایه درختان‌شان، گرمای این روزها را قلع و قمع کنید. در غرب تهران، می‌توانید به پارک جنگلی چیتگر بروید؛ خاصه اینکه مترو هم دارد. پارک جنگلی لویزان هم در شمال‌شرقی تهران، از گردشگاه‌های بزرگ و قابل پیشنهاد محسوب می‌شود که می‌توانید از گرمای هوا، به آنجا پناه ببرید. در شرق تهران هم که به گزینه پارک ملی خجیر، یاس و سرخه‌حصار می‌رسید.

 

گردآورنده : محمد مجد (همشهری دو)

[ad_2]

لینک منبع